با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٣ - درنگ و نگرش
منطق «پيروزى با شهادت»، پيروزى آشكار، عميق، فراگير و پيوستهاى كه تا روز قيامت اسلام ناب محمدى را از همه شائبهها نگه دارد، حركت مىكند.
٣- شايد گفته شود كه آنچه در متن اين خبر از قول مخزومى آمده است- «هنگامى كه حسين آماده حركت به سوى عراق شد ...»- ضرورتاً نشان نمىدهد كه اين ديدار در مكه انجام شده باشد، زيرا روايتهاى ديگرى نيز از برخى ديدارها با امام وجود دارد كه در بردارنده چنين نكته هايى هست، امّا تأكيد شده كه آنها در مدينه انجام شده است؛ مثل ديدار امام عليه السلام با امسلمه رضى الله عنه، بنابر اين آيا دليل ديگرى وجود دارد مبنى بر اينكه ديدار امام با مخزومى در مكّه صورت پذيرفته باشد؟
در پاسخ به اين پرسش بايد گفت: خبر عزم امام بر رفتن به عراق در اواخر دوره توقف ايشان در مكه مكرمه منتشر گرديد؛ و در هنگام حضور ايشان در مدينه منوره هيچ كس از نيّت ايشان در رفتن به عراق خبر نداشت، مگر چند تن از خاصان وى مثل محمدحنفيه رضى الله عنه و امسلمه رضى الله عنه. ولى به كسان ديگر، جز اينان، اغلب امام عليه السلام اشاره مىكرد كه اينك به مكه مىرود و سپس در كار خويش از خداوند طلب خير مىكند. بنابر اين كسانى مانند مخزومى، در آغاز حركت امام از نيّت ايشان براى رفتن به عراق، بىاطلاع بودند.
از اين گذشته اين خبر تتمه دارد كه طبرى آن را از قول مخزومى نقل مىكند كه گفت:
«آنگاه از نزدش بازگشتم و بر حارث بن خالد بن عاص [١]- والى مكه- وارد شدم. او از من پرسيد: آيا با حسين ديدار كردى؟ گفتم: آرى. سپس گفت: او به تو چه گفت و تو به او چه گفتى؟ گويد: من چنين و چنان گفتم و او به من چنين و چنان گفت. سپس گفت: بهخداى مروه خاكسترى سوگند، نسبت به او خيرخواهى كردى! به پروردگار سوگند، نظر همانى است كه تو دادهاى خواه بپذيرد يا وابگذارد». [٢]
اين روايت دلالت كافى دارد بر اينكه اين ديدار در مكه مكرّمه انجام شده است.
[١]- عالمان رجال از وى ياد نكردهاند و اعتقاد به اينكه او در آن هنگام والى مكه بود، نادر و ضعيف است. مشهور آن است حاكم آن وقت مكه عمرو بن سعيد اشدق بود.
[٢] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٤؛ مروج الذهب، ج ٣، ص ٧٠.