تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٩ - شرح آيات
/ ٩٢ اول: آيات و براهين راهنماى به آن، پس ايشان از آثار حكمت و علم و نظام آشكار شده در جهان به ايمان آوردن بر پروردگار خويش هدايت مىشوند، و از گواهيهاى سنت كيفر در تاريخ و در واقعيت به پاداش و كيفر بزرگ در جهان ديگر ايمان مىآورند، و منتظر آن نمىمانند تا پوستهاى تنشان آتش دوزخ را لمس كند، و چشمانشان فرشتگان موكل بر جهنم را ببيند، يا در چنگال مرگ گرفتار شوند و آن گاه به همه اينها ايمان آورند، بلكه تنها به آشكار شدن نشانهها و برهانها بسنده مىكنند ... و اين از مهمترين خصوصيتهايى است كه خردمند را از جز او متمايز مىسازد.
دوم: ايمان ايشان به خدا بدان گونه كه خود را توصيف كرده و در كتابش و در آفريدگانش با اسماء الحسنى متجلى شده است، پس آنان به خداى تواناى غالب داناى رحمن و رحيم و ... و ... ايمانى دارند كه بر يقين و معرفت استوار است، و هنگامى كه آدمى به اين درجه برسد، به همه حقايق غيبى ايمان آورده است، و شكى در بهشت و دوزخ و نعمت و عذاب آن دو ندارد، بدان سبب كه خدايى كه او را به اينها وعده داده، قادر مطلق است و از هيچ چيز عاجز نمىماند، و در گذرگاه جدال و شك درباره شمار دوزخيان و صفات ايشان وارد نمىشود، بلكه به آنچه از خدا مىشنود به صورت مطلق باور دارد و گردن مىنهد. و از آن روى كه كافران و مشركان و بيماردلان به اين هدف اساسى نرسيدهاند، به شك كردن درباره حقيقتهاى غيب بلكه درباره حقايق آشكار نيز مىپردازند، و گاه كسانى از ايشان را مىبينى كه، همچون سوفسطائيان، در اصل وجود خويش نيز گرفتار شك شدهاند! مؤمن تنها به كردار و گفتار تسليم به خدا نمىشود، بلكه به عقل و علم خويش نيز چنين است، و به همين جهت در رفتار و ايستار خويش با حق مخالفت نمىورزد، و در درون وجود وى اندك پرسش ترديدآميز در پيرامون آيات پروردگارش پديد نمىآيد ... و اين از مهمترين پايههاى ايمان و اسلام است، چنان كه خداى متعال گفته است فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ