تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٩ - شرح آيات
تاريكى خود را بر همه جا بر مىافرازد، و به صبحى كه نور خود را بر افق مىگسترد ... كه قرآن وحى خدايى است كه آن را جبرييل بر رسول بزرگوارش فرود آورد.
اين حقايق پيوسته به يكديگر بدين صورت عرضه مىشود تا اثر بليغتر و منزلتى بزرگتر داشته باشد.
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ- پس به خنس سوگند.» معلوم مىشود كه «لا» در اين جا زايد و تأكيدى براى معنى سوگند است. آيا معنى آن ترساندن و آژير دادن نيست، پس چون قسم نفى شود دليل بر عظمت چيزى است كه گوينده از سوگند ياد كردن به آن پرهيز مىكند، و تأثير اين در نفس بيشتر است؛ پس خنس چيست؟ گفتند: خنس خنوسا يعنى تأخير كرد، و اخنسه غيره، يعنى ديگرى از او پيشى گرفت.
[١٦] الْجَوارِ الْكُنَّسِ- روندگان پنهان شونده.» از امام على- عليه السلام- روايت شده است كه: «مقصود ستارگان است كه در روز پنهان مىشوند و شب هنگام پديدار، و در هنگام غروب كردن به جايگاه خود مىروند» و نيز از او روايت شده است كه: «مقصود از آنها پنج سياره بسيار روشن است: زحل و مشترى و عطارد و مريخ و زهره».
و به قولى: مقصود از «الخنّس» گاو وحشى و از «الكنّس» آهوان است.
همان گونه كه در لغت ياد شده، كلمه خنس در معنى با كلمه كنس شباهت دارد، و شايد تنها اندكى تفاوت معنى در ميان آنها وجود داشته باشد، و رازى درباره فرق ميان اين دو چنين گفته است: از على- عليه السلام- و عطاء و مقاتل و قتادة روايت شده است كه: مقصود همه ستارگان است كه خنوس آنها عبارت از پنهان شدن از برابر چشم در روز است، و كنوس آنها آشكار شدنشان در شب در برابر چشم، يعنى/ ٣٦٧ در جاهاى خود چنان آشكار مىشوند كه جانوران وحشى در لانه