تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٠ - شرح آيات
خود. [١٤] به نظر من تفاوت از اين قرار است: ستارگانى وجود دارد كه در سراسر سال قابل مشاهدهاند، و ستارگان ديگرى جنبه فصلى دارند و بسا هست كه تنها يك شب يا حتى پارهاى از يك شب پديدارند، يا در يك فصل تمام چنينند.
از ظاهر دو آيه چنان برمىآيد كه «الجوار الكنّس» تفسيرى براى «الخنس» است، و بنا بر اين تفسير مىتوانيم بفهميم كه چرا كلمه «الخنس» شبيه به كلمه «الكنّس» است.
[١٧] آيا نمىبينى كه چگونه سپاهيان تاريكى بر لشكر نور هجوم مىآورند و آن را شكست مىدهند بدون آن كه وسيلهاى در اختيار داشته باشيم كه با آن از ورود شب جلوگيرى كنيم يا بازمانده نور روز را محفوظ داريم، و آيا نبايد به ياد آن بيفتيم كه ما بنده و پروردهايم، و اين جهان را رب و پرورنده حكيمى است كه امر آن و ما را تدبير مىكند، و ناگزير مىبايستى ما را براى كارى بزرگ آفريده باشد، و اين كه همو فرستادهاى را از جانب خود به سوى ما روانه كرد تا از اين امر ما را آگاه سازد؟! وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ- و (سوگند به) شب كه در آيد.» گفتهاند: «عسعس» به معنى پشت كردن با تاريكى است، و بعضى ديگر آن را بيش آمدن با تاريكى ترجمه كردهاند، و اين لفظ از اضداد است، و سبب آن است كه عسعس تاريكى سبك آغاز و انجام شب است.
[١٨] پس در آن هنگام كه طبيعت بر بالاى سرير شب آرام گيرد، و بهرهاى كافى از آسايش نصيب آن شود، و قواى خويش را براى جهشى تازه فراهم آورد، صبح با نور خود بر آن آشكار مىشود، و سپيده دم از زهدان افق چنان تجلّى مىكند كه رسالت الاهى در افق وحى.
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ- و (سوگند به) صبح در آن هنگام كه دم برزند.»
[١٤] - التفسير الكبير، ج ٣١، ص ٧١.