تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٦ - شرح آيات
خدا در ديوان داورى خود براى مظلوم حق و تسلطى بر ظالم قرار داده است، و او نخستين كسى است كه مورد پرسش قرار مىگيرد تا ستمى را كه بر وى رفته است شرح دهد، و بعضى ديگر «سئلت» را «سألت» خواندهاند و امكان آن وجود دارد كه اين خود گونهاى از تفسير بوده باشد، و ابن عباس از پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- روايت كرده است كه گفت: «زنى كه فرزند خود را زنده به گور كرده است، در قيامت به صورتى حاضر مىشود كه فرزندش خونالوده به پستان او آويخته است، و آن فرزند مىگويد: پروردگارا! اين مادر من است و همو بود كه مرا كشت». [٣] از اين حديث و از نصوص و آيات متعدد و مدارك تاريخى چنان بر مىآيد كه عادت زشت دختركشى در جهان عرب رواج داشته، و رسالت الاهى به محاربه با آن پرداخت و آن را ريشه كن كرد، و شايد حديث بعدى گوشهاى از اين عادت پليد را آشكار سازد: بنا بر روايت،/ ٣٥٤ قيس بن عاصم به نزد پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله- آمد و گفت: «يا رسول اللَّه! من هشت تن از دخترانم را در روزگار جاهليت زنده به گور كردم، و پيامبر (ص) گفت: براى هر يك از آنها بردهاى را آزاد كن، و او گفت: يا رسول اللَّه، من شتر دارم، و پيامبر گفت: اگر مىخواهى براى هر يك از آنها شترى را قربانى كن». [٤] بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ- به چه گناه كشته شد.» اين پرسش سراسر جاهليت را گرفتار بحرانى سخت مىسازد، و اگر فرض كنيم كه عذرى براى نپذيرفتن رسالت الاهى، يا سكوت در برابر ستمگرى ثروتمندان به فقيران، يا پرداختن به جنگهاى داخلى داشته، آيا براى كشتن دختران بدين صورت زشت هيچ عذر و بهانهاى داشته است؟! اين كار زشت و قبيح از بطلان فلسفهاى كه مؤيد آن است، و در نتيجه بطلان همه ارزشهاى جاهليت پرده
[٣] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢٣٤.
[٤] - تفسير الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٢٠.