تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٢ - شرح آيات
بدان سبب كه سياق سورة المدّثر در تبليغ رسالت و تكذيب كافران و بيماردلان به حقايق دين بنا بر حكمت تأكيد بر خود «يوم الدين» است، تا اين امر آشكار شود كه دين محور و ميزان در آخرت است، و اين كه حقايق مورد تكذيب دشمنان رسالت به زودى در روزى كه خواهد آمد آشكار مىشود، و در نتيجه تأكيدى است بر اين كه ديندارى امرى ناگزيرى و سرنوشتساز براى هر انسان است.
[٤٨- ٥٣] قرآن از صفت پنجمى براى اصحاب سقر ياد مىكند كه در حقيقت/ ١١٤ عاملى اساسى از عوامل گناه و معصيت به شمار مىرود، و آن فهم آميخته به خطا نسبت به مفهوم شفاعت است كه همه رسالتهاى خدا از آن ياد مىكنند، و آرزومنديها آن را به صورت چيزى در مىآورند كه مجوز خطاكارى مىشود.
چون اين فهم در نزد جهودان در نظريه فرزندى خدا و امت برگزيده خدا تبلور پيدا كرده، و در نزد ترسايان در نظريه فداء، بعضى از مسلمانان نيز لغزش پيدا كرده و به مثل اين گونه آرزومنديها، ولى با قالبها و تعبيرهاى متفاوت گرفتار شدهاند
بعضى گفتهاند كه مسلمانان بهترين امتى هستند كه در ميان مردمان جهان طلوع كردهاند، و اين كه خدا امتى را كه پيغمبر دوست او محمد (ص) در آن است عذاب نمىكند، و گروهى ديگر گفتهاند كه اولياء بدون قيد و شرط، براى اين امت شفاعت مىكنند، و قرآن همه اين آرزوهاى باطل را از بن بر مىكند تا ديگر آدمى مجالى براى فرار از تحمل مسئوليت از اين راه نداشته باشد، و امامان راهنما مردمان را از اين طرز فهميدن نادرست شفاعت بر حذر داشتهاند. ابو بصير گفت: بر حميده داخل شدم تا او را از نظر ابو عبد اللَّه تعزيت گويم، پس گريست و سپس گفت: اى ابو محمد! كاش در آن هنگام كه مرگ او فرا رسيد حاضر مىبودى و مىديدى كه يك چشم خود را بست و سپس گفت: «خويشاوندان و كسانى را كه نسبت به من لطف دارند فرا خوانيد» و چون در پيرامون او گرد آمدند گفت: «شفاعت ما بهره كسى نمىشود كه نماز را سبك شمرده و خوار كرده است». [١٢١]
[١٢١] - بحار الانوار، ج ٨٢، ص ٢٣٦.