تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢١ - شرح آيات
تا زمانى كه آدمى زنده است وجود دارد، پس اگر در خط باطل و گناهكارى افتد و سپس پيش از مرگ توبه كند و به ترميم جرايم خود بپردازد، اين كار براى او سودمند واقع مىشود و گرنه گرفتارى براى فرداى او بر جاى مىماند. و چون آدمى از موعد خويش با مرگ و لقاى پروردگار خود و جزايى كه خواهد ديد بىخبر است، پس شايسته چنان است كه پيوسته/ ١١٣ به فرمانبردارى از خدا و انجام دادن عمل صالح بپردازد كه مبادا به فكر معصيت بيفتد و اجل ناگهان فرا رسد و گرفتار عاقبتى بد شود و امير مؤمنان به پسرش حسن- عليهما السلام- در ضمن بيم دادن او از موت چنين گفت: «پس بترس از آن كه تو را بيابد و در حالتى قرار گيرى ناخوشايند: با خود از توبه سخن به ميان آورده باشى، و او تو را از آن باز دارد، و خويشتن را تباه كرده باشى». [١٢٠] و اسلام تكذيب آخرت و كيفر آن را از مهمترين عواملى مىداند كه بشر را از مسئوليت آزاد مىكند، و سبب افراط كردن او در انحراف و گناهكارى مىشود. و تعبير قرآن وارد شده در آيه سخت دقيق است، چه خدا مىگويد نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ و چنان است كه گويى تكذيب آخرت وسيلهاى براى هر تكذيب ديگر است. آرى چنين است. ترس از كيفر انسان را از مخالفت با قوانين باز مىدارد، و آن كس كه از كيفر پروردگار خويش نترسد، چگونه ممكن است ملتزم به شرايع او باشد؟ به همين سبب علما بر ضرورت قوانين جزائى تأكيد مىكنند، چه ضرورتى قاطع براى تنظيم علاقهها و ارتباطهاى مردمان با يكديگر است.
خدا بر روز قيامت نامهاى فراوان را اطلاق كرده است كه در حيثيتهاى نخستين با يكديگر اتفاق دارند، ولى در تأثيرات نفسانى و معنوى با يكديگر متفاوتاند، بدان گونه كه مىتوانيم يقين داشته باشيم كه تعبير «يوم الدين» در اين سياق شايستهتر از هر تعبير ديگر است، و ما اين را در مفردات در ضمن سياقى كه در آن دارد مىشود اكتشاف مىكنيم.
[١٢٠] - نهج البلاغة، ك ٣١، ص ٤٠٠.