تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٠ - شرح آيات
دارد، و افقهاى علم بزرگ او رهبرى مىكند، در صورتى كه شيطان و دوستان او خواهان گمراه كردن انسان نسبت به خودش و نادان ساختن به ارزش و كرامت و نقشى كه در گزيدن نيكى و مبارزه با بدى دارد بر مىانگيزند، و به همين سبب است كه/ ١١٢ امروز طاغيان و مترفان را چنان مىبينيم كه خود را سخت به دستگاههاى تبليغى كارآمد براى آن مجهز كردهاند كه از انسان فردى سلب اختيار كنند، و شخصيت او را به هر صورتى كه خواسته باشند قالبريزى كنند. و نظامهاى استكبارى در مغرب زمين توانستهاند تا ملتهاى خود را با وسايل تبليغى، و بالخاصه در امور سياسى، پيوستگى دهند، و صفحه تلويزيون و شبكههاى روزنامههاى بزرگ امروز به جاى خدا در معرض پرستش قرار گرفتهاند، و آراء خود را در امور گوناگون بر مردم تحميل مىكنند، و حتى رنگ لباس همسران و شكل آرايش مو و بسيار چيزهاى ديگر را انسان باخترى از وسايل تبليغى اختيار مىكند نه از اراده آزاد خود.
پس چگونه حسن توافق به جريمه و گناه مىانجامد؟ اين امر به خوبى آشكار است، چه فردى كه استقلال خويش را از كف داده است، در خطاهاى جامعه خويش در آن هنگام كه مركب خود را به طرف گناه و گمراهى مىراند، شركت مىجويد، و در آن هنگام كه جنگى ظالمانه عليه ديگران به راه مىافتد، اين انديشه در خونهاى ايشان خوض مىكند، و هنگامى كه مجالس غيبت و بهتان و خبر چينى تشكيل مىشود، و لو خويش در لهو و لغو حديث و گفتگوى با ديگران مىاندازد، بدون آن كه شجاعت معارضه و ايستادگى در برابر آنان داشته باشد.
رابعا: دروغ شمردن آخرت و سراى ديگر.
وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ* حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ- و ما روز جزا را دروغ مىشمرديم.» يقين در اين جا به معنى علم است، و اين كلمه به مرگ تفسير شده، از آن روى كه انسان در آن هنگام كه چشم از دنيا مىپوشد و حجاب از برابر ديدگان او به كنارى مىرود، آخرت و جزا و همه حقايقى را كه رسالتهاى خدا يادآور آن بودهاند، به چشم يقين مىبيند. در اين دو آيه اشارهاى است به آن كه فرصت نجات