تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩١ - شرح آيات
نگاهى كرد همچون نگاه كسى كه مىخواهد درباره امرى نظر خويش را ابراز دارد كه از او چنين چيزى خواسته شده است. [٦٨] پس از آن كه انديشه شيطانى در سر او پخته و پرداخته شد، حركت خود را براى بهرهبردارى و عرضه كردن آن انديشه آغاز كرد تا چنان باشد كه بيشتر در جانهاى ديگران كارگر افتد، و در اين هنگام بود كه همه حركات و رفتارهاى او آكنده به نشانههايى از خشم/ ٨٥ و كينه نسبت به رسالت و رسول اللَّه (ص) بود.
ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ- و سپس اخم كرد و ترشروى شد.» اين مظاهر خارجى و جز آنها نمودارهايى از حالتهاى نفسانى از كينه و عناد است كه قرآن آنها را بنا بر روش تصويرى بديع خود مجسم مىسازد، و بنا بر طبيعت موجود در آدمى بر ظاهر او با علاماتى آشكار مىشود، تا آن حد كه روانشناسان مىگويند كه درون آدمى را مىتوان از آنچه بر ظاهر او آشكار مىشود خواند. و در حديث شريف از امير المؤمنين (ع) روايت شده است كه گفت: «هيچ كس چيزى را در دل نهان نكرد، جز آن كه در سخنان بىانديشهاش آشكار گشت و در صفحه رخسارش پديدار». [٦٩] قمى گفته است: عبوس براى چهره است و بسور شيوه بيان و دهان؛ [٧٠] و از قتاده نقل شده است كه گفت: پيدا شدن پيچيدگى ميان دو چشم است و عبوسى چهره، [٧١] و در فقه اللغه ثعالبى آمده است كه: چون ميان دو چشم پيچش حاصل شود، گويند كه او قاطب عابس است، و اگر با عبوس نمايان شدن دندانها همراه باشد، گويند كالح است، و هر گاه عبوس فزونى پيدا كند، گويند با سر و مكفهرّ (ترشروى). [٧٢] و لغويان شتابزدگى را يكى از معانى بسور دانستهاند: بسر الغريم
[٦٨] - الميزان، ج ٢٠، ص ٨٧.
[٦٩] - نهج البلاغة، كلمات قصار، شماره ٢٦.
[٧٠] - تفسير القمّى، ج ٢، ص ٣٩٤ با تصرف.
[٧١] - الدر المنثور، ج ٦، ص ٢٨٣.
[٧٢] - فقه اللغة ثعالبى، ص ١٤٠.