تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٢ - شرح آيات
يعنى طلبكار پيش از به پايان رسيدن مدت خواستار طلب خود شد، و بسر الدمّل يعنى دمل را پيش از رسيدن آن فشرد ... پس بدان مىماند كه چون كسى در برابر شخص ديگر خود را با سر نشان دهد و روى ترش كند، شتابان در خواستن شر و آزار براى او است، و راغب در مفردات خود چنين گفته است. [٧٣] گاه از عبوس و بسور كلمات و تصرفاتى كه از انسان با قلم و دهان و ايستارهاى او صادر مىشود، حكايت مىكند؛ گاه چهره طاغوت عبوس و بسور او را نشان مىدهد،/ ٨٦ و گاه سركوبى مخالفان، و آنچه قرآن كريم از وليد بن المغيرة حكايت مىكند، چيزى جز گواه بر طبيعت ايستارى نيست كه مترفان در هر زمان و مكان عليه دعوتهاى اصلاحى از خود نشان مىدهند، چه آنان، به اعتبار كانون فساد بودن، در اجتماع نخستين كسانى هستند كه از تغيير زيان مىبينند و به همين سبب در صف پيشين معارضان و مخالفان با حق قرار مىگيرند.
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ- سپس پشت كرد و گردن كشيد.» آرى، او به تدبّر در جايگاه رسالت نظر كرد، و خواستار آن بود كه بهترين راه را براى معارضه و گمراه كردن مردم برگزيند، و حتى كفر خود را در برابر عقل و ضمير خويش پاكيزه و موجه جلوهگر سازد، ولى هر چه شخص بيشتر به تدبر و نظر بپردازد، حقيقت براى او آشكارتر مىشود و بينش و ديده او حقير شده و حسرتزده به سوى وى باز مىگردد، كه لازم است در نتيجه به حق ايمان آورد و در مقابل آن از مقام استكبار خود فرود آيد و به آن گردن نهد، ولى او از همان نخستين لحظه هر چه بيشتر پشت به ايمان مىكند و جايگاه خود را در كفر گمراهى و بزرگ مىشمارد و بار ديگر به پسنديده شمردن ايستار نادرست خويش در برابر حق آشكار باز مىگردد و هيچ تهمتى را- در نظر خود- شايستهتر از آن نمىداند كه رسالت را سحر و جادو بخواند و آن را طرد كند.
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ پس گفت: اين نيست مگر جادويى كه
[٧٣] - مفردات الراغب ماده بسر.