تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٦ - شرح آيات
و سنّتهاى تغيير خطا كرده است. مگر نمىخواهى ساختمان حق را بر ويرانههاى باطل كنى؟ اگر چنين است، بايد بدانى كه در مبارزهاى ريشهدار با باطل به همه گونه اشكال و امتدادهاى آن پرداختهاى ... و همچنين با نظام فاسد، و با طاغوت تسلط يافته، و با فرهنگ مورد پسند، و با تبليغات تحذير كننده، و با پرورش فاسد، و با پيوستگيهاى تنشدار ميان مردمان ... و در يك كلمه، با عقب ماندگى اجتماع فاسدى كه مىخواهى به درمان آن بپردازى، پس ناگزير مىبايستى چشم به راه واكنشها و فشارها و چالشهاى پى در پى تمركز يافته در راه راست بوده باشى.
در آن هنگام كه آتش مبارزه افروخته مىشود، و مرحله به مرحله چالشها و فشارها افزايش مىيابد، عامل مكتبى (خواه فرد باشد و خواه نهضت) در برابر اختيار يكى از دو راه قرار مىگيرد: شكست خوردن يا ايستادگى كردن، و گزينه اصيل او استقامت و پايدارى است، پس در چنين صورت واجب است كه براى پروردگار خويش صبر كند، كه اين صبر را چند معنى است
اول: اين كه تنها براى خدا چنين كند، و چيزى جز رضايت و پاداش او نخواهد.
دوم: آن كه بر حق تا هنگام ملاقات پروردگار خويش استوار بماند، چنان كه خداوند متعال گفته است وَ اعْبُدْ/ ٧٢ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ- و پروردگار خويش را بپرست تا به يقين دست يابى». [٣٤] پس صبر، چنان كه آن كسان كه شكست خوردن و بازگشت خويش را از مبارزه پسنديدهاند گمان مىكنند، حدّى ندارد، و مؤمن بايد چندان صبر كند تا به ملاقات پروردگار خويش نايل شود.
سوم: آن كه لازم است پس از پرداختن به كارى كه بر عهده گرفته است، براى رسيدن فرمان پروردگارش صبر كند و به قضاى او تسليم شود، و سپس كار را به پروردگار خويش واگذارد تا هر گونه كه خواهد آن را تقدير كند، و معنى تسليم شدن به خدا و تفويض كارها به او همين است؛ و آن درجه والايى از يقين است كه
[٣٤] - الحجر/ ٩٩.