تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٨ - شرح آيات
گفت: «نادانيش او را مغرور كرد و فريبش داد». آرى، آنان را پياپى رسيدن نعمتهاى پروردگارشان فريب داد. و از امام سجاد- عليه السلام- روايت شده است كه گفت: «پياپى رسيدن نعمتت سپاسگزارى را از ياد من برد».
ولى اين به مصلحت انسان نيست، بلكه لازم است كه با بيدارى ضمير و سلاح تقوى به جنگ با غرور بپردازد. و امام ما امير المؤمنين على بن ابى طالب/ ٣٨٥- عليه السلام- پس از تلاوت آيه يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ چنين گفت
«انسان، از هر سؤال شدهاى دليلش بىپاتر است، و از هر فريب خورده عذرش ناپذيرفتهتر. چون به شناخت خود نادان است، خود را پسندد و بر خود نازان است».
«اى انسان تو را بر گناه چه چيره كرده است؟ و بر پروردگارت چنين دلير؟ چرا به كشتن خودت چنين ناپژمانى، مگر دردت را درمان نيست، و يا بيداريت از اين خواب گران نيست؟ تو كه بر ديگرى مهربانى، چرا در كار خود وامىمانى؟ بسا كه يكى را در تابش آفتاب بينى و او را به سايه آرى، يا بر گرفتارى كه بيمارى وى را گداخته، از روى رحمت اشك بارى! پس چه تو را بر درد خود شكيبا نمود، و در مصيبت توانايى بخشود، و در گريستن بر نفس خويش كه نزد تو گرانبهاترين جانها است، به شكيبايىات امر فرمود؟ و چگونه بيم كيفرى بيدارت نمىسازد كه شبانگاه بر تو بتازد، در حالى كه با نافرمانى خدا خود را- تباه ساختهاى- و در پنجه قهرش انداخته. پس سستى دل را با پايدارى درمان كن، و خواب غفلت دلت را به بيدارى».
«و طاعت خدا را بپذير و به ياد او انس گير. و به خاطر آر از آن گاه كه تو روى از او گرداندهاى او روى به تو گرداند و تو را به خواستن بخشايش از خود مىخواند و- جامه- كرم خويش بر تو مىپوشاند، و تو از او رويگردانى و ديگرى را خواهان. پس چه نيرومند است و بزرگوار، و چه ناتوانى تو و بىمقدار، و چه گستاخ در نافرمانى پروردگار. در سايه پوشش او مىآرامى، و در پهنه بخشايش او