تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٥ - شرح آيات
نادانى بشر به كيفيت پيدايش چيزى، گاه سبب كفر ورزيدن به وقوع آن مىشود، و اين از بزرگترين بهانههاى كفار براى گردن ننهادن به وجود روز قيامت است، ولى آيا بشر به همه چيز چندان علم دارد كه بتواند منكر هر چيز شود كه از تفصيل پيدا شدن آن بىخبر است؟! آيا اين گونه انديشيدن جهل مركب نيست؟! شايد منكران روز رستاخيز، كيفيت آتش گرفتن آب درياها را مسخره مىكردند و مىگفتند: آب آتش را فرو مىنشاند، پس چگونه مىتواند خود مشتعل شود؟! ولى به صورت علمى ثابت شد كه آب تركيبى از دو عامل موجب پيدايش آتش است. آيا اين امر ما را به آن راهنمايى نمىكند كه نادانى نسبت به حقايق نمىتواند دليل كفر ورزيدن و منكر شدن مستقيم ما نسبت به آنها باشد؟!/ ٣٥٣ [٧] در آن روز اشخاص به حال خود رها نمىشوند، بلكه در كنار اعمال خود قرار مىگيرند، و بر حسب اندازه عملشان به همانندان خويش مىپيوندند، و بدين گونه تيرهبختان (اصحاب المشأمة) در كنار يكديگر قرار مىگيرند و نيكبختان (اصحاب الميمنة) در كنار ديگر نيكبختان، و پيشتازان در فرمانبردارى از خدا (السابقون) با پيشتازان قرين مىشوند.
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ- و در آن هنگام كه هر كس را با همكار او جفت مىكنند.» و گفتهاند كه: نفوس مؤمنان را با همسران حور العين ايشان قرين مىسازند، در صورتى كه نفوس كافران را قرين شياطين و جنيان قرار مىدهند، و خدا دانا است.
[٨] در آن جا كه ترازوى عدالت نصب مىشود، ستمديدگان در برابر همگان دادخواست خود را عرضه مىدارند، و فرمانبردارى دادگر اجازه آن مىدهد كه نوزاد دختر به خاك سپرده شده از جانب جان خود سخن گويد و بپرسد كه: به كدام گناه كشته شده بوده است؟! وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ- و در آن هنگام كه از كسانى كه دختر خود را زنده به گور كردهاند بپرسند كه:»