تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١ - شرح آيات
شود، بلكه مىبايستى به ترتيل خوانده شود؛ پس چون به آيهاى برسى كه در آن سخن از بهشت آمده است، اندكى توقف كن و از خداى عزّ و جلّ خواستار بهشت شو، و چون به آيهاى در ياد كرد آتش دوزخ برسى نيز بايست و از آتش دوزخ به خداى متعال پناه بر»، [١٦] و نيز گفت (ع): «بايد در خواندن آن مكث كنى و به بانگ نيكو آن را بخوانى»؛ [١٧] و از امّ سلمه روايت شده است كه: رسول اللَّه خواندن قرآن خود را به آيه آيه تقسيم مىكرد؛ [١٨] و از انس/ ٢٠ روايت شده است كه گفت: صوت خود را مىكشيد و امتداد مىداد. [١٩] امام على- عليه السلام- در بيان ايستار پرهيزگاران در برابر قرآن در قيام ليل گفته است: «اما شب هنگام، راست برپايند، و قرآن را جزء جزء با تأمل و درنگ بر زبان دارند، و با خواندن آن اندوهبارند، و در آن اندوه داروى درد خود را به دست مىآرند. و اگر به آيهاى گذشتند كه تشويقى در آن است، به طمع بيارمند و جانهاشان چنان از شوق برآيد كه گويى ديدههاشان بدان نگران است، و اگر آيهاى را خواندند كه در آن بيم دادنى است، گوش دلهاى خويش بدان نهند، آن سان كه پندارى بانگ برآمدن و فرو شدن آتش دوزخ را مىشنوند؛ (با ركوع) پشتهاى خود را خمانيدهاند، و (با سجود) پيشانيها و پنجهها و زانوها و كنارههاى پا را بر زمين گسترانيده، از خدا مىخواهند كه گردنهاشان را بگشايد» و اين كيفيت به صورت مادّى و معنوى در شخصيّتهاى ايشان تجلّى پيدا مىكند، چنان كه امام- عليه السلام- بر گفته خود چنين مىافزايد: «و امّا در روز، دانشمندانند خويشتندار، نيكوكارانند پرهيزگار». [٢٠] معنى لغوى براى ترتيل با آنچه پيشتر گفته شد به دست مىآيد؛ چون گفته
[١٦] - همان جا.
[١٧] - همان منبع، ص ٤٤٧.
[١٨] - همان جا.
[١٩] - همان جا.
[٢٠] - نهج البلاغة، خ ١٩٣، ص ٣٠٤.