تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - شرح آيات
بزرگ و متعال مىتواند باشد، و چه نشاط و شادى در نفس چنين بندهاى جريان پيدا مىكند، و چه زيبايى قلب او را در خود غوطهور مىسازد، و چه آرامشى جان او را در ميان مىگيرد و چه بزرگوارى حيثيت و هستى او را احاطه مىكند؟! ... سبحان اللَّه، ما را دانشى نيست و نمىدانيم كه چه مىگوييم.
كسى همچون امام زين العابدين- عليه السلام- شايستگى آن را دارد كه آن لحظهها را كه بنده به پروردگارش نزديك مىشود، چنين توصيف مىكند
«همتم را از همه چيز بريدم و به تو پيوستم، و رغبت خودم را متوجه تو ساختم، پس تو و نه جز تو مراد من است، و خواب و بيداريم تنها براى تو است، و لقاى تو مايه روشنى چشم من است، و پيوستن به تو آرزوى جان من، شوقم به سوى تو است؛ و آرزوى من دست يافتن به محبت تو؛ به هواى تو عشق مىورزم، و خرسندى تو آرزوى من است، و ديدن تو نيازم، و در كنار تو بودن خواستهام، و نزديكى به تو بزرگترين آرزويم؛ و در مناجات كردن با تو شادمانى و آسايش من است، و در نزد تو دواى درد من، و شفاى تشنگى شديدم، و مايه سرد شدن سوز و گدازم، پس در/ ١٩٠ وحشتم انيس من باش ... و مرا از خودت جدا مكن و دور مساز، اى نعيم من و بهشت من، و اى دنيا و آخرتم». [٤٦] در مناجات گرانبهاى ديگرى مىگويد- عليه السلام-: «و عطش شديد مرا چيزى جز وصل تو فرو نمىنشاند، و سوز و گدازم را جز لقاى تو خاموش نمىكند، و اشتياقم را تنها نظر كردن به وجهت درمان مىكند، و جز با نزديك شدن به تو آرام و قرار ندارم، و دريغ و افسوسم را جز مهربانى و يارى تو درمان نمىكند، و دردم را تنها طبابت تو شفا مىدهد، و اندوهم را تنها نزديكى به تو از ميان مىبرد ... پس اى آخرين آرزوى آرزومندان، و اى بازپسين خواسته خواهندگان، و اى منتهاى طلب طلبكنندگان، واى برترين ميل و رغبت راغبان، از تو مىخواهم كه شادى خرسندى خودت را از من بهرهام سازى، و نعمتهاى امتنان خودت را براى من ابدى
[٤٦] - مناجاة المريدين، الامام السجاد، مفاتيح الجنان.