تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٧ - شرح آيات
بلكه به صورت پارهها و ذرات كوچك پراكنده شده در اين جا و آن جا درمىآيد، و آفرينش دوم در رستاخيز به جمع كردن اين ذرات در كنار يكديگر كه بنا بر قوانين دقيق و اراده الاهى صورتپذير مىشود، اين ذرات را گردآورى و در كنار يكديگر قرار مىدهد، و خدا دانا است.
[٥- ٦] اما سبب كفر ورزيدن انسان نسبت به آخرت اين است كه او نمىخواهد خود را به حدود و شرايع ملتزم سازد، و چنان دوست دارد كه بدون قيد و شرط پيرو هواهاى نفسانى و شهوتهاى خويش باشد، و به همين سبب است كه از پذيرفتن مسئوليت در زندگى شانه تهى مىكند.
بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ- بلكه آدمى چنان مىخواهد كه هر چه (پس از اين) در برابر او است دروغ بوده باشد.» امام صادق گفت: «يعنى آن را تكذيب كند»، [١١] و همه مفسّران بر اين اجماع كردهاند، و علامه طبرسى گفته است: پس فجور به معنى تكذيب است. [١٢] و فخر رازى گفت: يعنى آنچه را كه در برابر او از بعث و حساب قرار دارد، دروغ مىشمارد، بدان سبب كه هر كه حق را تكذيب كند فاجر است. [١٣] و آنچه به نظر من مىرسد/ ١٣٩ اين است كه معنى اصلى اين كلمه شكافتن و شكستن است، و سپيده صبح را از آن روى فجر مىنامند كه تاريكى را مىشكافد و از ميان مىبرد، و فجور در اخلاق و رفتار از همين گونه است، زيرا كه فاجر خود را ملتزم به ارزش و قانون نمىداند، بلكه خواستار آن است كه عصاى اجتماع و شرع را با پرداختن به لذتها و خطاها بشكند، و خواهان آن نيست كه هيچ گونه مانعى در برابر اين گونه آزادى وى در خطاكارى وجود داشته باشد، و اين تفسير معارضهاى با حديث امام و نيز گفتههاى مفسران ندارد، چرا كه تكذيب خود مقدمه و مصداقى از فجور است. و در ميان مفسّران تنها رازى اشارهاى به اين گونه تفسير كرده و گفته است: هر كس به
[١١] - البرهان، ج ٤، ص ٤٠٦.
[١٢] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٩٥.
[١٣] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٣١٨.