تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٣ - شرح آيات
آيه قرآن در اين خصوص به نيرو سخن مىگويد
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ- پس شفاعت شفاعتكنندگان براى ايشان سودى ندارد،» چرا كه هيچ كس از ايشان شفاعت نمىكند، و بر فرض اين كه كسى به شفاعت برخيزد، از آن سودى براى آنان حاصل نمىشود، و چگونه ممكن است چنين شود در صورتى كه اولياى خدا جز براى كسى كه خداوند توانا از او خرسند باشد شفاعت نمىكنند. و قرآن از آن روى به اين شكل تعبير كرده است كه تصورات نادرست و آميخته به آرزوهاى ايشان را از بن ويران كند، و براى بيان اين مطلب نيست كه كسى براى شفاعت از مجرمان و گناهكاران قدم پيش مىگذارد.
آرى شفاعت يك حقيقت واقعى است، ولى براى كسى سودمند است كه مسير كلى او مسيرى درست بوده باشد و در نتيجه بدكاريهاى كنارى و فرعى او فرو ريزد، و مسير عمومى انسان جز با رو كردن به رسالت خدا و پيروى از فرستادگان و اولياى او سالم نمىشود، و به همين جهت است كه خدا دورى جستن كافران/ ١١٥ و مشركان را از يادآورى او در وقتى كه چنين آرزويى دارند مستنكر و زشت و غير قابل قبول مىشمارد.
فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ- آنان را چه شده است كه از اين پند و يادآورى رويگردان شدهاند؟.» مقاتل گفت: اعراض و دورى جستن از قرآن از دو راه صورت مىگيرد
يكى از آنها انكار است و ديگرى عمل نكردن به آنچه در آن آمده است، [١٢٢] با آن كه يادآورى شده است كه اين كتاب و يادآوريهاى آن، به تعبير قرآن، براى نجات ايشان آمده است نه عليه ايشان، پس شايسته است كه قرآن ايستار آنان را در برابر احسان خدا نسبت به ايشان با فرستادن رسول ناپسند شمارد و آنان را به خر همانند كند تا واقعيت ايشان را نشان داده باشد و از قدر و ارجشان بكاهد.
[١٢٢] - الجامع لاحكام القرآن، قرطبى، ج ١٩، ص ٨٨.