تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٨ - شرح آيات
مىگويد: «من المصلين» ... آشكار است. پس مصلّين (نمازگزاران) خود يك خط و حزب و رهبرى است، و وابسته به آن نبودن شخص را مستوجب سقر مىسازد ... و از اين انديشه به آن هدايت مىشويم كه تماشاى مبارزه ميان حق و باطل در اجتماع بدون وابسته بودن به طرف حق مسئلهاى است كه اسلام آن را طرد كرده است.
با وجود آن كه كافران و مشركان به اصول دين كفر مىورزند، خدا به كفر ايشان نسبت به نماز كه يكى از فروع دين است همچون يكى از گناهان بزرگ اشاره مىكند و چرا؟! بدان جهت كه نماز ستون/ ١١٠ دين است، و بدان سبب كه كافران براى فروع نيز در معرض محاسبه قرار مىگيرند، پس قانون يكى است و در آن فرقى ميان كافر و مؤمن وجود ندارد.
دوم: خوراك نرساندن به مسكينان.
وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ- و درويش را طعام نداديم.» مسكين نيازمندتر از فقير است، براى اين كه او كسى است كه فقر وى را ساكن ساخته و قوت روز خود را مالك نيست، و يارى كردن به اين طبقه از مردم واجب شرعى انسانى و اجتماعى است كه اسلام، همچون عقل و عرف، آن را واجب كرده است، پس در آن هنگام كه تنگدستى فردى به حد ضروريات نخستين همچون خوراك لازم براى زنده ماندن مىرسد، جامعه در برابر خدا براى رفع نيازمندى او به هر طريق ممكن مسئوليت دارد و مورد بازخواست واقع مىشود.
اسلام اين اصل را در نظام اقتصادى و تشريعهاى جنايى و قضايى خويش منعكس ساخته، و مجازات سرقت را از كسى كه حاجت ضرورى او را به آن برانگيخته جامعه او از اداى مسئوليت خود در برابر وى تخلف ورزيده، برداشته، و مطالعه احوال شخصى و اوضاع و احوال اجتماعى و اقتصادى را جزئى از نظام قضايى خود در اجتماع قرار داده است. و آيه آن گاه بيشتر در ما مؤثر مىشود كه ما را در ضمن سياق آن (صفات مجرمان) به دورتر از اين مىرساند، و آن هنگامى است كه انسان بى اعتناى به مسئوليت در برابر فقيران و مسكينان (فردى و