اجوبه المسايل النصيريه - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٣ - سؤال اول
ابواب كرامات است، از استفاده آن آثار حكم و از استفاضه آن فنون نعم، چندان ابتهاج و مسرّت به دل و جان رسيد كه شرح آن مؤدّى به تطويل باشد.
خداى تعالى آن [منبع] خصائل حميده و خلال مرضيّه را پاينده دارد و دست صروف روزگار از آن شخص نامدار و حريم بزرگوار مصروف گرداناد و دعاگوى مخلص را پيش از اجل آسايش دريافت خدمت او بر وفق اراده كرامت كناد، بمنّه و لطفه.
بعد از تبليغ دعا و خدمت و اقامت رسوم محبّت و مخالصت، چون خطاب همايون موشّح به القاء سؤالى چند علمى كه از روى حسن ظنّى كه به دعا گوى مخلص دارد التماس ايراد جواب آن فرموده هر چند خويشتن را قوّتمند آن نمىداند كه بضاعت محدود كم مايه خود را در چنان جنابى عرضه كند، أمّا چون از انقياد [امر] چاره نيست اولى اشتغال تواند بود به آنچه اشارت رفته اگر صورت ضمير دعا گوى مخلص در آن مسأله موافق حق باشد اثر همّت عالى تواند بود، و الّا بارى رقم تقصير بر خود نكشيده باشد و در امتثال اشارت عالى توقّف و تأخير را مجال نداده و آن اسئله و اجوبه بر وجه ايجاز اين اين است:
سؤال اوّل:
فرموده است كه شيخ رئيس- رحمه اللّه- فرق ميان موجبه معدوله و سالبة بسيطه به آن كرده است كه موجبه بر موضوع موجود صادق باشد فحسب، و سالبة بسيطه بر موضوع معدوم نير صادق باشد، با آنكه هم شيخ تفسير موضوع و محمول را بدين وجه كرده است كه «الشّىء الذي يقال إنّه الموضوع فهو بعينه الذي يقال إنّه المحمول». و از اين لازم آيد كه آن شىء كه موضوع است البته مقول عليه باشد به صفتى ايجابى كه ظاهر موضوع است. پس بر ظاهر مقتضاى تقرير وى آن شىء كه موضوع است دائما موجود باشد ما دام كه موضوع است چه در حال ايجاب محمول بر وى و چه در حال سلب محمول از او. و جون موضوع معدوم متصوّر