اجوبه المسايل النصيريه - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٨٢ - جواب هذه المسائل لنصير الملة و الدين طاب ثراه
مستفاد از غير او نيست. و از اين دو مقدّمه با آنكه عقل صريح كه اندك تميزى در نظريّات حاصل كرده باشد محقق است شيخ رئيس و ائمّه ديگر مصدّق ايناند. پس لازم آيد كه وجود او مستفاد از غير او نباشد. پس امكان وجود چگونه تصوّر توان كرد. و اين شك را به زياده ملاحظه مخصوص فرمايند چه در تعيّنش صفاتى كه مخصوص است به حقيقت خود عند التّجرّد سانح شده است و مانع تجاوز نظر گشته.
و اگر بعض از مسائل كه مشهور و مذكور نيست و نظر صائب و فكر ثاقب مخدومى بدان فائز شده است، خصوصا در تعريف احوال مفارقات خادم طالب را به اهداء آن مشرّف فرمايد، از كمال فضل و تمام افضال مخدومى بديع نباشد. توقّع آن است كه اين تصديع را تحمّل فرمايد و خادم داعى را از جمله مستفيدان شمرد و مجامع خاطر را ملازم حضرت عليا- زاده اللّه علاء- داند. حق تعالى از همه مكاره حارس و در همه مطالب معين باد بمنّه و سعة لطفه وجوده.
جواب هذه المسائل لنصير الملّة و الدّين طاب ثراه
تا ذكر مناقب و فضائل ذات شريف و نفس نفيس خداوند، ملك الحكماء و العلماء، سيّد الأكابر و الفضلاء، قدوة المبرّزين و المحصّلين، كاشف أسرار المتقدّمين و المتأخّرين، شمس الملّة، و الدّين، افضل و افخر ايران- أدام اللّه ميامن أيّامه و حصّل جوامع مرامه- به مسامع دعا گوى مخلص او، محمد الطوسىّ، رسيده است، مريد صادق بل محبّ عاشق شده است، و شوق به نيل سعادت خدمت روحافزاى و مشاهده طلعتگشاى او- أدام اللّه إفضاله- به حدّى بوده كه هيچ و هم به كنه او نرسد و هميشه بر طلب فرصتى مؤدّى به نوعى اتّصال با آن منبع فضل و افضال مواظبت مىنموده، تا اكنون به مقتضاى عادت پسنديده خود در سبق خيرات و تقدّم در حسنات افتتاح كتابت فرموده به خطابى كه فاتحه سعادات و فاتح