قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٨
است، اما اگر يخ را نگه دارد و در زمستان آن را به صاحبش برگرداند، اين كار به معنى اتلاف ماليت يخ است نه ذات يخ.
منظور از اتلاف مال، چه با جملۀ «من اتلف مال الغير» كه ظاهرا مورد اتفاق و اجماع است بيان شود و چه با جملۀ «حرمة مال المسلم كحرمة دمه»، از بين بردن نفس و ذات مال است نه از بين بردن ماليت آن. بنابراين، ضمانت در مورد از بين بردن و نابود كردن ماليت مال غير از نابود كردن و از بين بردن ذات خود مال است.
در حكم به ضمانت در موارد از بين بردن ماليت مال غير از خود مال سخن خداوند متعال: «فَمَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ» با استدلالى كه قبلا بيان شد، كفايت مىكند.
مقصود از مال هر آن چيزى است كه نزد مردم مورد قبول و رغبت است. به دليل آنكه نيازهاى آنان را در رابطه با گذران زندگى تأمين مىكند. اموال شامل اشياى منقول و غير منقول از قبيل خوراكى، نوشيدنى، پوشيدنى، محل سكونت، وسايل حمل و نقل، اشياى زينتى (مانند: طلا، نقره يا هر جنس ديگر)، اوراق بهادار، اقسام پولها و ... مىشود. خلاصه آنكه مال نزد عرف و خردمندان عبارت است از هر چيزى كه مردم در تدبير كارهايشان، در امور زندگى و معيشتشان، در حال سلامت و بيمارى (حتى داروهايى كه براى بهبودى يافتن از بيمارى استفاده مىكنند)، بلكه حتى در مرگشان (وسايلى كه براى كندن زمين و دفن مردگان لازم است) به آن نياز دارند.
مال گاهى به صورت مستقل است، مانند كليۀ اجسامى كه براى رفع ما يحتاج