قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٦
٣) آنچه محقق حلّى در شرائع الاسلام [١] گفته مبنى بر اينكه اگر كسى بند را از حيوانى يا از بندهاى ديوانه بردارد و آنها فرار كنند، ضامن است. چون به واسطۀ اين عمل قصد اتلاف كرده است. همچنين اگر در قفس را باز كند و بلافاصله يا بعد از مدتى پرنده از آن بپرد، ضامن است. آشكار است كه اين امور- بنابر آنچه از روايات اين قاعدۀ كلى استفاده مىشود- سبب ضمانت است. [٢] قاعده عبارت است از اينكه هر عملى كه از فاعل عاقل مختار (كسى كه اكراه بر آن عمل ندارد) صادر شود و آن عمل عادتا و در اغلب موارد سبب و علت ايجاد تلف باشد و بين آن عمل و تلف، فعل فاعل عاقل ديگرى از روى عمد و اختيار واسطه نشود، ايجاد كنندۀ سبب، ضامن تلف شونده است. شكى نيست كه باز كردن بند از حيوانى كه فرار مىكند بخصوص اگر آن حيوان مانند آهو رام نشده باشد، از همين مورد است. باز كردن بند از آهوى در بند عادتا سبب و علت فرار و تلف مىشود، اگر چه اين آهو به بيابان رود و همانند ساير آهوان بيابان زندگى كند، ملكيت او ساقط و بيهوده مىشود. همچنين باز كردن در قفس نسبت به پرندۀ
[١] قسم رابع فى الاحكام، كتاب غصب، فى الاسباب الضمان، فرعالثالث، ص ٧٦٤.
[٢] علامه حلّى در كتاب تذكرة الفقهاء، كتاب غصب، فصل دوم،بحث دوم، مسأله پنجم، فرع «ن» فرموده:اگر كسى بند بندۀ ديوانهاى را باز كند يا در زندان را بازنمايد و آن بنده ديوانه فرار كند، آن كس ضامن است، همان طور كه اگر بند حيوانى رابگشايد. اما اگر بنده عاقل باشد و فرار نكند ضمانتى بر او نيست چون او اختيار دارددر حالى كه سالم است و رفتن او به خودش اسناد داده مىشود، اما اگر فرار كند درضمانت اشكال است از جهت استناد فعل به او، چون او مباشر است و مباشرت او معتبر استبه علت عاقل بودنش، به خلاف بندۀ ديوانه و فرار او مباشرت و صدور فعل را ازاو نفى نمىكند، پس آن كس كه بند از او باز نموده ضامن نيست. البته اين قول ازشافعيه است. قول ديگر اينكه صاحب بنده اعتقاد به محفوظ بودن او داشته و با رهاكردن او اتلاف صدق پيدا مىكند، پس ضامن است.