قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٢٨
حر است و ديگرى آزاد شده است.
روايات فراوان ديگرى هم به همين لسان داريم كه در قضاياى مشكلة و مجهولة ائمة (ع) ارجاع به قرعة دادهاند. البته بعضى از روايات با اصول مذهب ما جمع نمىشود، مثلا در جايى آمده است كه حضرت نمىدانست حكم چيست و با قرعة حكم را تعيين كرد كه البته اين قابل پذيرش نيست. مثلا وحى آمد به حضرت موسى (ع) كه بعضى از اصحاب، پشت سر تو حرف مىزنند حضرت موسى عرض كرد او را معرفى كن، خداوند فرمود من خود فميمة را ملامت مىكنم و تو مىخواهى كه من نمّام باشم و بگويم كه چه كسى پشت سر تو حرف مىزند؟
فقال يا موسى عبت عليه النميمة و تكلفنى ان اكون نماما، فقال يا رب و كيف أصنع؟ قال اللّه تعالى فرق اصحابك عشرة عشرة ثم تقرع بينهم، قال السهم يقع على العشرة التى هو فيهم ثم تفرقهم و تقرع بينهم، قال السهم يقع عليه .... [١]
اصحاب را ده تا ده تا كن و هر دهتايى كه مشخص شد باز بين آنها قرعة كن هر كدام از آنها كه در آمد او نمام است ....
مىبينيد كه مسألۀ تعيين نمام را خداوند سبحان به وسيلۀ قرعة به حضرت موسى (ع) وحى كرد. اين مطلب خيلى مهم است كه خداوند تبارك و تعالى با وحى به حضرت موسى دستور مىدهد كه يك موضوع خارجى را با قرعة تعيين كند. روايات هم مؤيد همين معنى است.
[١] مستدرك الوسائل، كتاب القضاء، باب ١١، حديث ٥.