قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٤٨
استخارة مظهر توحيد است؛ زيرا با استخاره امر خود را واگذار به خداوند سبحان مىكنيم «ما خاب من استخار» ما طلب خير را از خداوند سبحان مىكنيم كه آيا فلان كار را انجام بدهيم يا خير؟ ولى آنها طلب خير را از هبل مىكردند و خداوند سبحان اين كار را نهى كرده است. چگونه مىشود آيهاى كه ذم طلب خير از هبل مىكند شامل استخارهاى بشود كه طلب خير از خداست. در مقابل مرحوم حاج فاضل حكيم (ره) استاد بزرگ فلسفه و عرفان در خراسان گفته است كه يكى از ادلۀ قوى بر وجود صانع مسألۀ استخارة است، اين چه خصوصيتى است كه به تسبيح مىاندازيم اگر دو تا در آمد مىگوييم خوب و اگر يكى در آمد مىگوييم بد.
در واقع كسى كه استخارة مىكند خداوند او را هدايت مىكند. در اين صورت نيز بايد قائل به اين باشيم كه استخارة تقريبا دائم المطابقة است. ممكن است گفته شود همين حرف دربارۀ قرعة هم مىآيد؛ ولى واقعا چنين نيست زيرا استخارة وجوب نمىآورد، بلكه فقط به انسان اطمينان خاطر مىدهد و دودلى را از بين مىبرد، ولى در قرعة چنين نيست زيرا قرعة امارة محسوب مىشود و قهرا الزامآور است.
وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ*