قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٩٥
نجاست قول ذو اليد مسموع است. حتى صاحب حدائق (ره) در كتاب خود مىفرمايد «ظاهر الاصحاب الاتفاق عليه». در جايى كه مىتوان استصحاب طهارت جارى كرد، اگر ذو اليد اخبار به نجاست كرد مجالى براى جريان استصحاب طهارت نمىماند؛ بلكه استصحاب مذكور محكوم به اخبار ذو اليد است و اخبار او اماره است. بعضى نيز بر حجيت اخبار ذو اليد ادعاى اجماع كردهاند اما اين اجماع، اجماع اصطلاحى اصولى نيست؛ يعنى اجماع محصلى نيست كه بتوان از آن رأى معصوم (ع) را كشف كرد، بلكه روايات و ادلهاى بر وفق مجمعين وجود دارد.
بعضى نيز ادعا كردهاند كه سيرۀ متشرعه است. اما مستند عمده روايات وارد در اين باب مثل صحيحۀ معاوية بن عمار، است:
عن الرجل من اهل المعرفة بالحق ياتينى بالبختج و يقول قد طبخ على الثلث و انا اعرفه انه يشربه على النصف فاشربه بقوله و هو يشربه على النصف؟ فقال (ع): لا تشربه، قلت رجل من غير اهل المعرفة بمن لا نعرفه انه يشربه على الثلث و لا يستحله على النصف يخبران عنده بختجا على الثلث قد ذهب ثلثاه و بقى ثلثه يشرب منه؟ قال (ع): نعم.
اين روايت دلالت و ظهور بر حجيت اخبار ذو اليد دارد، و لو اينكه طرف از غير اهل معرفت به حق و امامى مىباشد.
البته دلالت اين روايت بر حجيت اخبار ذو اليد مبتنى بر آن است كه ما به نجاست عصير عنبى بعد الغليان و قبل از ذهاب ثلثين قائل باشيم؛ اما اگر گفتيم كه عصير عنبى بعد الغليان و قبل از ذهاب ثلثين نجس نيست، اين روايت در مورد