قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٤٦
به مقتضاى روايت كسى از خانوادهاى زنى را خواستگارى مىكند؛ اين زن يك چشم دارد اما خانوادۀ او اين مسأله را براى شوهر بيان نمىكنند؛ پس از ازدواج و هم بستر شدن با زن متوجه مىشود كه وى يك چشم دارد، اكنون چهكار بايد بكند؟ حضرت مىفرمايد كه نكاح به هم نمىخورد چرا؟ چون اين امر از اسباب فسخ نكاح نيست، اسباب فسخ برص و جذام و جنون و عفل است و به اعتبار اينكه دخول واقع شده است زن مستحق تمام مهر است، چيزى كه هست آن است كه شوهر مىتواند برود و از كسى كه سبب خدعه و تدليس شده است، مهر را بگيرد. از اين روايت هم مىتوان معنى «المغرور يرجع الى من غره» را استفاده كرد.
٤) صحيحۀ ديگر از حلبى عن ابى عبد اللّه (ع):
فى رجل ولته امرأة امرها او ذات قرابة أو جار لها لا يعلم دخيلة امرها فوجدها قد دلست عيبا هو بها قال: يؤخذ المهر منها و لا يكون على الذي زوجها شيء.
زنى امر ازدواج خود را به مردى يا به همسايۀ خود يا به يكى از خويشان خود واگذار مىكند، در صورتى كه هيچ گونه اطلاعى از وضع زن ندارد، سپس معلوم مىگردد آن زن داراى عيبى بوده كه پنهان كرده است. حضرت صادق (ع) مىفرمايد: مهر از زن برگردانده مىشود و نسبت به مزوج ضمانى بر عهدۀ وى نمىآيد.