قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٩٤
م. [١] تعريف «بيع» عبارت است از: «تمليك عين بعوض معلوم» لذا با توجه به تعريف فوق فرق بين بيع و معاوضه تنها از نظر قصد طرفين معامله است. چرا كه تعريف مندرج در مادۀ ٣٣٨ ق. م. و همچنين در فقه تعريف معاوضه هم مىباشد. لذا مىتوان گفت كه بيع نوعى معاوضه است و موارد ديگر مثل قرض و اجاره هم نوعى معاوضه محسوب مىگردد.
با اينكه در فقه و حقوق ايران بيع، عقد تمليكى است و در عقود تمليكى هم به محض وقوع عقد، ملكيت مبيع به مشترى و ملكيت ثمن به بايع منتقل مىشود و عقد محقق گرديده و انتقال صورت پذيرفته است؛ ولى اگر مبيع پيش از تسليم به خريدار تلف شود، از مال فروشنده است و او اگر ثمنى از مشترى در برابر مال تلف شده گرفته بايد به وى بازگرداند كه اين موضوع تحت عنوان «كل مبيع تلف قبل قبضه فهو من مال بايعه» در فقه مطرح گرديده است.
مفاد اين قاعده چنين است كه اگر بيعى واقع شود و قبل از آنكه مبيع به دست مشترى برسد بدون تعدى و تفريط تلف شود، بايع خود بايد متحمل خسارت شود و ثمن را به مشترى برگرداند. [٢]
[١] ق.م.- قانون مدنى.
[٢] مادۀ ٣٨٧قانونمدنى: «اگر مبيعقبل از تسليم بدون تقصير و اهمال از طرف بايع تلف شود بيع منفسخ و ثمن بايد بهمشترى مسترد شود، مگر اينكه بايع براى تسليم به حاكم يا قائم مقام او رجوع كردهباشد كه در اين صورت تلف از مال مشترى خواهد بود.»