قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٢٢
مىدانند و به وسيلۀ آن رفع مشكل و اشتباه مىكنند.
در قرآن كريم دو آيه هست كه خداوند تبارك و تعالى به موجب آنها قرعة را تنفيذ مىفرمايد، يكى جريان حضرت يونس (ع) و ديگرى جريان حضرت زكريا (ع) است. خداوند سبحان دربارۀ حضرت يونس مىفرمايد: «فَسٰاهَمَ فَكٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ» مفسرين «فَسٰاهَمَ» را به «فاقترعها» تفسير كردهاند؛ يعنى حضرت يونس (ع) با آنها قرعة كرد و در اين قرعة مغلوب شد.
مىتوان براى اصل مشروعيت قرعة از اين آيۀ شريفه استفاده كرد، درست است كه اسلام خاتم اديان است، ولى مىدانيم كه پيامبران سلف هم كار خلافى را انجام نمىدادهاند. آيۀ دوم دربارۀ حضرت زكرياست «وَ مٰا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلٰامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ.» [١] زيرا در ايام كودكى حضرت مريم دربارۀ كفالت او بحث بود، حضرت زكريا مىگفت چون خالۀ او همسر من است لذا من احق هستم، ولى ديگران هم خواهان كفالت او بودند كه اين گروه به اتفاق حضرت زكريا به كنار رود اردن رفتند و گفتند كه همه قلمهايمان را به آب مىاندازيم و قلم هر كس كه روى آب قرار گرفت او كفالت مريم را عهدهدار مىشود. در روايات هست كه سه بار اين عمل را تكرار كردند و در هر سه نوبت قلم حضرت زكريا (ع) روى آب ماند و بقيۀ قلمها در آب فرو رفت و لهذا طبق آيۀ شريفه و روايات فراوان، حضرت زكريا از راه قرعة متصدى كفالت حضرت مريم شد.
بنابراين ما به خوبى مىتوانيم مشروعيت قرعة را از اين دو آيه استفاده كنيم؛ زيرا
[١] آل عمران
[٣] :٤٤.