قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٣٢
يد امانت مالكى و مأذونة است و موجب ضمان نيست.
ج. عارية
حقيقت عارية عبارت است از تسليط شخص بر عينى كه داراى منفعت مقصودۀ عند العقلاء است به طور مجانى و بلاعوض، چنانچه عين معارة بدون تعدى و تفريط در غير ذهب و فضة تلف شود مستعير ضامن نيست، در عاريۀ فاسدة نيز چنين است و بيان همان است كه در اجارة شد، بدين اعتبار كه يد مستعير بر عين معارة به اذن مالك است مجانا و بلاعوض و قهرا يد او يد مأذونة و امانى به شمار مىآيد و در غير ذهب و فضة موجب ضمان نيست.
د. هبة
در صورتى كه هبة معوضة باشد در صحيح و فاسد موجب ضمان است، زيرا مالك اقدام بر اعطاى مجانى و بلاعوض نكرده است و عموم قاعدۀ و على اليد بدون ورود مخصص مورد را در بر مىگيرد. اما در صورت هبۀ غير معوضة هم در صحيح و هم در فاسد غير مضمونة است، زيرا مالك خود اقدام بر مجانيت كرده است و در نتيجة قاعدۀ ما لا يضمن بصحيحه لا يضمن بفاسده در هبۀ مذكور كه غير معوضة است، جارى مىباشد.
ه. صلح
در صورتى كه صلح غير معوض باشد در صحيح و فاسد هر دو فاسد مضمونة