قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٧
وحشى و باز كردن بند از بندۀ ديوانه موجب فرار آنها مىشود و عادتا به تلف آنها منجر مىشود. در هر سه مورد فعل فاعل عاقل كه عمدا و با اختيار در بين اين عمل و تلف، واسطه نشود چون حيوان و پرنده كه عقل ندارند و بر خلاف فرض است كه عمل (فرار) ديوانه را از روى عقل بدانيم. اگر بندهاى عاقل در بند كشيده شده و بند از او برداشته شده باشد، ضمانتى نيست. زيرا ضمانتى براى عمل او (باز نمودن بند) و تلفى كه از عمل و فعل عمدى فاعل عاقل ناشى شده باشد و خود بنده شخصا مبادرت به آن كرده باشد، نيست. زيرا اين مورد مثل آن است كه او خودش را عمدا و با اختيار از پشت بام بيندازد و بميرد.
٤) همچنين در شرائع آمده است [١] كه اگر كسى در انبارى را باز كرد و مالى دزديده شد يا بند از بندۀ عاقلى بازنمود و بنده فرار كرد. همچنين اگر دزدى را به مالى راهنمايى كرد و مال دزديده شد، در همۀ اين موارد ضمانتى بر او نيست.
زيرا در همۀ اين موارد بين فعل او و تلف، فعل فاعل عاقل ديگرى به طور عمدى و از روى اختيار واسطه شده است. بنابراين فعل فاعل عاقل قريب سبب اتلاف است نه فعل فاعل عاقل بعيد. بله، آن شخص به واسطۀ باز نمودن در يا بند (اگر بدون اجازۀ صاحب آن باشد) گناهكار است. همچنين در نشانى دادن به دزد قطعا گناهكار است، چون اگر به قصد دزدى كردن به دزد نشانه داده باشد، به گناهكار كمك كرده است. در اين مورد، صاحب جواهر از علامه حلّى در كتاب ارشاد قول به ضمانت را در آنجا كه به سارق نشانى را بدهد، نقل كرده است.
[١] قسم رابع فى الاحكام، كتاب غصب، اسباب الضمان، فرعالثالث، ص ٧٦٤.