قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٥٤
بالاتر از اسلام نيست، اسلام خاتم اديان و اشرف اديان و مكمل اديان است و قهرا هيچ كس نيز- در بعد معنويات- از مسلم بالاتر نيست. اما شارع مقدس نمىخواهد اخبار كند، چون در مقام قانونگذارى است، در حيطۀ قانونى سخن مىگويد و در اين حيطۀ قانونى است كه مىگويد هيچ چيزى نمىتواند بر اسلام علو و سبيل داشته باشد.
به تعبير ديگر، احكام شرعية اعم از عبادات و معاملات و سياسات نمىتواند موجب علو كافر بر مسلم باشد. روايت «الاسلام يعلو و لا يعلى عليه» دو جمله است يك جملۀ اثباتى و يك جملۀ سلبى، جملۀ ايجابى مىگويد «الاسلام يعلو» و جملۀ سلبى آن هم «و لا يعلى عليه» است. مفاد جملۀ اولى كه همان جملۀ موجبة باشد؛ يعنى هميشه در احكامى كه براى امور مسلمانها تشريع شده است علو مسلمانها بر كفار مراعات شده است، مؤداى جملۀ سلبية هم اين است كه كفار بر مسلمانها از ناحيۀ همين احكام شرعية علوى ندارند. بنابراين بعد قانونى، جملۀ دوم كه سالبة است هر گونه علو و سبيلى را از غير مسلمانها بر مسلمانها سلب مىكند، اين همان قاعدهاى است كه ما در مقام بيان آن هستيم. بنابراين روايت پيغمبر اكرم (ص) هم به حسب جملۀ اول يعنى جملۀ موجبة هم به حسب جملۀ ثانى كه جملۀ سالبة است دلالت تام و تمام بر حجيت قاعدۀ نفى سبيل دارد.
اكنون اگر گفته شود كه «الاسلام يعلو و لا يعلى عليه» در مقام بيان آن است كه اسلام علو دارد و هيچ دينى بر اسلام علو و برترى ندارد و اين امر ارتباطى به قاعدۀ نفى سبيل كفار بر مسلمانها ندارد. غرض از آن اين است كه خود دين