قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٣٤٠
حساب مىكند؛ اما آيا در مفاهيمى كه شارع مقدس تحديد فرموده است بايد عرف را دخالت داد؟ شارع مىفرمايد «كر» عبارت است از سه وجب و نيم در سه وجب و نيم در سه وجب و نيم يا در باب مسافت مىفرمايد كه انسان بايد به مقدار مسيرة بياض يوم هشت فرسخ سير كند، چهار فرسخ ذهابا، چهار فرسخ إيابا تا عنوان مسافر داشته باشد. اكنون اگر كسى چهار فرسخ، چند متر كمتر رفت و برگشت كه مجموع آن هشت فرسخ كامل نشده است يا مقدار آب كمى از اندازۀ كر كمتر بود و .. آيا مىتوان به مسامحات عرفى تمسك كرد؟ ما در باب تشخيص مفهوم با ايشان موافقيم و تابع عرف هستيم. اما در تطبيق مفهوم بر مصداق- يعنى مفهومى كه تحديد شده است از طرف شارع مقدس- مقام تطبيق بر مصداق را جاى مسامحۀ عرفى نمىدانيم؛ بلكه جاى دقت عقلى مىشماريم. پس اگر يك متر كمتر از هشت فرسخ بود، شخص سائر مسافر نيست.
در بلوغ نيز إكمال ١٥ سال قمرى مورد نظر شارع بوده و خواسته است كه ١٥ سال تمام به عنوان أمارۀ بلوغ تلقى شود. بنابراين وقتى استظهار كرديم كه عقلا در اقرار العقلاء به معنى بالغان است، در مقام تطبيق با خارج جاى دقت عقلى است و نه مسامحه؛ زيرا در اين موارد «لا اعتبار بالمسامحات العرفية». در واقع فرمودۀ مرحوم آقا ضياء عراقى (ره) به مبناى خودشان نيز تمام نيست؛ زيرا در مباحث اصولى نيز خود ايشان مىفرمايند كه در مفاهيم محدوده به هنگام تطبيق با مصاديق خارجية، جاى دقت عقلايى است. اشكال ديگرى كه ايشان دارند اين است كه اگر اين اجماع (كه عقلا به معنى بالغان است) درست باشد قدر متيقنش