قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٤٧
بعضى از فقهاى عظام در اين زمينه دچار اشتباه شدهاند و استخاره را يك نوع قمار مىدانند. در دوران جاهليت يك قداح ميسرى داشتند و به وسيلۀ آن گوسفندها يا گاوها و يا شترها را مىكشتند و در سال قحطى افراد به اين شكل مقدارى جزور در گوسفند يا گاو يا شتر نصيبشان مىشد كه بين خويشان خود تقسيم مىكردند و به اين وسيله مالك؛ مثلا چندين شتر مىشدند. اسلام از اين عمل نهى كرد و گفت از چيزهايى كه حرام است يكى هم گوشتهايى است كه از راه قمار به دست مىآيد، آيۀ شريفۀ «أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلٰامِ» ربطى به استخارة ندارد و لسان آن نهى از قمار و نهى از اين عمل است. اين معنى را بيان مىكنند كه در دوران جاهليت بت بزرگى در مكۀ معظمة بود به نام هبل و يك متولى در آنجا بود و روى بعضى از كاغذها نوشته مىشد «نهانى ربى» و روى بعضى نوشته مىشد «امرنى ...» و روى بعضى هم نوشته مىشد «غفل» در جاهليت وقتى مىخواستند ازدواج يا تجارتى كنند نوعا مىآمدند نزد متولى و او اين كاغذها را در مىآورد و اگر «امرنى ربى» در مىآمد، ازدواج مىكردند و يا تجارت را انجام مىدادند و اگر «نهانى ربى» در مىآمد از آن صرفنظر مىكردند و اگر «غفل» در مىآمد معنايش اين بود كه بايد استخاره را تكرار كنند.
مرحوم مقدس اردبيلى (ره) و گروهى ديگر معتقدند كه استخارة هم مصداقى از «أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلٰامِ» است؛ همان چيزى است كه از طرف شارع مقدس نهى شده است، ولى به ايشان پاسخ داده مىشود (اگر قبول شد جدلا كه مقصود از آيۀ شريفۀ «أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلٰامِ» حرف اول نيست؛ بلكه مقصود حرف دوم است) كه در جاهليت ايكال امر به هبل مىشد كه مظهر بتپرستى و شرك بود، ولى