قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٤٤
التشكيك فى ما يروى عنا ثقاتنا». اگر ثقات ما روايتى را از قول ما نقل كردند كسى حق ندارد در آن تشكيك كند، لذا ما مىگوييم يكى از ادلة حجيت خبر واحد همين روايت است كه كسى از معصوم (ع) سؤال مىكند: «أ يونس بن عبد الرحمن ثقة آخذ عنه معالم دينى؟ حضرت مىفرمايند: نعم ثقة» كه اين بيان جعل حجيت براى خبر واحد است.
در مورد روايات قرعة چگونه است، معصوم (ع) مىفرمايد: «ليس من قوم تنازعوا ثم فوضوا امرهم الى اللّه الا و خرج سهم المحق». اگر كسى در مقام قرعة ايكال امر خود را به خداوند سبحان بكند قطعا سهم محق خارج مىشود، «القرعة تصيب و ليس بمخطئ». البته همچنان كه قبلا بيان شد معصوم (ع) نمىخواهد بگويد كه قرعة هيچگاه خطا نمىكند و دائم المطابقة است و يا قرعة علت است از براى اصابۀ به واقع، بلكه مىخواهد بگويد قرعة غالبا مطابقت با واقع مىكند، غالبا حق با قرعة خارج مىشود، بنابراين لسان، لسان طريقيت و كاشفيت است و قرعة صرف بناى عملى نيست چون موضوع آن «أيها الشاك» نيست، وقتى لسان قرعة چنين بود قطعا جزء امارات به حساب مىآيد و اصل نيست، نه اصل تنزيلى و نه غير تنزيلى و انسان با امارة علم تعبدى پيدا مىكند. از اين رو بعضى [١] احتمال دادهاند كه امارات ورود بر اصول دارند نه حكومت، چون موضوع اصول را رفع مىكنند و حال كه موضوع را رفع تعبدى مىكنند؛ يعنى توسعه مىدهند يا تضييق مىكنند ادعائا اين لسان، لسان حكومت است.
[١] آخوند خراسانى، كفاية الاصول.