قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ٢٢
او را بكشد ضامن خواهيد بود. اين كلام درست است، به دليل آنچه كه در مورد دليل و مدرك گفتهايم، در مورد اينكه ضمانت بر سبب است و نه بر مباشر.
مباشرى كه فاعل عاقل نيست و فعل را بدون تأمل و تفكر انجام مىدهد، چون اصلا توانايى تفكر و تأمل ندارد. همچنين مىتوان از آن به اينكه سبب اقواى از مباشر است، تعبير كرد. همان طور كه در شرائع اين طور تعبير شده است. مثالهاى بسيار ديگرى هم هست كه در آنها ضمانت بر سبب است نه بر مباشر. چون چيزى بر عهدۀ مباشر نيست تا ضامن باشد. نمونههايى چون:
* دادن چاقو به دست ديوانه و اينكه ديوانه كسى را زخمى كند يا بكشد.
* باز كردن در قفس درندهاى و اينكه آن حيوان درنده انسان يا حيوانى را پاره پاره كند.
* انداختن مار به سوى شخصى كه خوابيده يا كسى كه خواب نيست، اما توانايى حفظ خود را از گزند مار ندارد يا اينكه نمىتواند فرار كند و اينكه مار او را بگزد.
در كتاب شرائع در مورد مسألۀ ذكر شده آمده است كه اگر بچهاى را در جايگاه درندگان بيفكنند، شايد به دليل معتبر بودن ضمانت يد است و اينكه بچه به خلاف شخص بزرگ زير دست واقع مىشود. يا اين تخصيص به جهت اين است كه بچه بر خلاف شخص بزرگ توانايى فرار كردن يا دفاع از خود را ندارد.
باطل بودن صورت اول، يعنى زير دست بودن بچه روشن است، زيرا شخص آزاد- چه بچه و چه بزرگ- تحت تسلط و تحت يد قرار نمىگيرد. به همين دليل اگر كسى بچۀ كوچكى را به زور از ولىّ او بگيرد و بچه بر خلاف ميل او يا