قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٩٤
كردن مىباشد چنان كه معصوم (ع) فرمود: «جاهل يا مفرط است يا مفرّط.»
امانت بدان معنى است كه مالى نزد كسى باشد كه يا صاحب مال اذن داده باشد يا وكيل صاحب آن يا كسى كه ولايت داشته است بر صاحب مال. اينگونه امانت را امانت مالكيه گويند و اذن مالك هم مىتواند وسيلۀ خودش باشد و هم مىتواند وسيلۀ وكيلش.
تمامى معاملاتى كه مالك يا وكيل طى آن مال خود را بدون انتقال مالكيت به ديگرى مىدهد نوعى از امانت مالكيه است. مانند اجاره كه تمليك منفعت است در مقابل اجرت يا عاريه كه تمليك منفعت به شكل رايگان است يا وديعه كه متضمن حفظ مال بدون انتفاع از آن است يا مضاربه كه معاملهاى است به ازاى قسمتى از سود يا مزارعه كه در قبال حفظ مال به قسمتى از محصول معامله مىشود يا مساقات كه آبيارى به ازاى قسمتى از ميوه و ثمره است يا باربرى و حمل و نقل كه حمل بار از نقطهاى به نقطۀ ديگر در قبال اجرت است. در تمامى اين انواع اعم از اينكه معامله وسيلۀ شخص مالك يا وكيل او انجام شود مال نزد صاحب يد جنبۀ امانت مالكيه را دارد و تلف چنين مالى موجب ضمان نيست مگر در صورت تعدى و تفريط.
ممكن است اذن از طرف شارع باشد مانند معاملاتى كه از طرف حاكم شرع روى اموال غايبان و قاصران انجام مىشود بدون اينكه عين مال منتقل شود. اينها نيز همان امانت مالكيه است با اين تفاوت كه در امانت مالكيه اذن از طرف مالك بود و در امانت شرعيه اذن از طرف خداى تعالى است.
وقتى حاكم شرع يا كسى كه از طرف حاكم شرع وكيل يا مأذون است، اموال