قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٨٠
عروض شبهه در هر كدام به تنهايى و به طور قضيۀ منفصلۀ مانعة الخلو براى جريان قاعده كفايت مىكند؟
الف. ممكن است تصور شود كه مخاطب قاعده، قضات هستند و بنابراين شبهه بايد در نزد قاضى عارض شود و عروض آن براى متهم اعتبارى ندارد.
چون گفته شده است: «ادرءوا الحدود بالشبهات» يعنى مخاطب كسى است كه بتواند حد را ساقط كند و اين معنى منحصرا در اختيار قاضى است.
ب. نيز ممكن است گفته شود كه مقصود آن است كه «بالشبهات ادرءوا الحدود» يعنى اى قضات به شبهاتى كه نزد مجرمان عارض مىشود، حد را ساقط كنيد. يعنى اگر براى مجرمان و متهمان شبهه حاصل شود كه آيا اين عمل منهى عنه و مبغوض شارع است يا نه، شما قضات حد را ساقط كنيد.
ج. احتمال ديگر اين است كه حد به عروض شبهه نزد قضات يا مجرمان ساقط شود.
اما واقع مسأله آن است كه در اين مقام و موارد ديگر عمومات وارده كه در مقام قانونگذارى تشريع مىشود، هميشه به طور قضيۀ حقيقيه است. در قضاياى حقيقيه نظر خاص به مخاطب يا صنف خاص نيست. در مقام قانونگذارى بيان قانون هيچگاه اشخاص و اصناف مورد نظر نيستند و حكم بر نفس طبيعت است و مقنن موضوع مقدر الوجود را در نظر مىگيرد. گفتهاند «ادرءوا الحدود بالشبهات» اين شبهه ممكن است نزد قاضى باشد يا نزد متهم حاصل شود. حتى در بعضى موارد وجود شبهه نزد متهم با عروض شبهه نزد قاضى ملازمه دارد؛ يعنى هر جا كه قاضى يقين به كذب متهم ندارد، اگر شبهه بر متهم عارض شود