قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٦٣
تهذيب، من لا يحضره الفقيه [١] و علل الشرايع نقل شده است:
محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن محمد بن اسماعيل بن بزيع عن محمد بن الفضيل عن أبى الصباح الكنانى عن أبى عبد اللّه (ع) قال: كان صبيان فى زمن على (ع) يلعبون باخطارهم، فرمى أحدهم (الآخر) بخطره فدق رباعيه صاحبه فرفع ذالك الى أمير المؤمنين (ع) فأقام الرامي البينة بأنه قال: حذار حذار فدرأ عنه القصاص، ثم قال: قد عذّر من حذّر. [٢]
از امام صادق (ع) نقل شده كه در زمان امير المؤمنين على (ع) كودكان بازى شرطبندى مىكردند؛ يكى از آنان آنچه را كه با آن شرطبندى كرده بود، انداخت و به دندان يكى از افرادى كه وارد محل بازى شده بود، اصابت كرد و شكست.
شخص مصدوم شكايت كرد و مرافعه نزد امير المؤمنين (ع) برد. ضارب اقامۀ بينة كرد كه هشدار داده بود. حضرت فرمود كه قصاص ندارد و سپس افزود هر كس (موقع انجام كارى) هشدار دهد، معذور است.
اين روايت دلالت دارد بر اينكه اگر فرد در مقام انجام كارى، سايرين را از وجود خطرى كه ممكن است آنان را دچار خسارت مادى يا جانى نمايد، آگاه كند و به نحو مقتضى هشدار دهد و دريافت كنندۀ هشدار با وصف اطلاع، خود را در معرض خطر قرار دهد؛ هشدار دهنده معذور خواهد بود و تحت شرايطى از مسئوليت مدنى و كيفرى مبرى مىباشد.
[١] شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ابن بابويه، جلد ٥،كتاب الديات، ص ٤٦٨.
[٢] الحذر و الحذر: بيم و پرهيز؛ الحذر:زيركو بيدار و با پرهيز؛ تحذير:نرساندنو آگاه نمودن؛ حذار: اسم فعل،بر حذر باش. (فرهنگخليلى).