قواعد فقهيه - بجنوردى، سيد محمد - الصفحة ١٤٧
٥) روايت محمد بن مسلم عن ابى جعفر (ع):
انه قال: فى كتاب على (ع) من زوج امرأة فيها عيب دلسه و لم يبين ذلك لزوجها فانه يكون لها الصداق بما استحل من فرجها و يكون الذي ساق الرجل اليها على الذي زوجها و لم يبين.
كسى كه عيب را بيان نكرده و نگفته تدليس كرده است. در اين صورت زن مالك مهر است، زيرا دخول واقع شده است؛ اما زوج مهر را از كسى خواهد گرفت كه وى را مغرور و تدليس كرده است.
٦) در همين زمينه روايات ديگرى هست، در رجوع محكوم به شاهد زور چنانچه از شهادت خود برگردد از جمله:
الف. مرسلۀ جميل ابن دراج عن احدهما (ع):
إذا شهدوا على رجل ثم رجعوا عن شهادتهم و قد قضى على الرجل ضمنوا ما شهدوا به و غرموه و ان لم يكن قضى طرحت شهادتهم و لم يغرم الشهود شيئا.
به مقتضاى اين روايت اگر شاهد زور شهادت دروغى بدهد و بر اثر اين شهادت دروغ بر كسى ضرر وارد شود؛ شخص، ضامن مقدار خسارت و ضرر وارد شده است. اما اگر هنوز ضرر وارد نشده باشد شهادت از اعتبار مىافتد؛ البته ضمان هم وجود ندارد چون هنوز خسارتى وارد نشده است.
ب. حسن بن محمد بن قيس عن الباقر (ع) قال: