كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١ - ٢- آيات
وقتى به كلمات اصحاب مراجعه كنيم مىبينيم كه استمتاع حقيقت شرعيّه براى نكاح موقّت است و روايات كثيرهاى در صحاح اهل سنّت و غير آن وجود دارد كه متعه را به معناى عقد موقّت دانستهاند به طورى كه اگر اين حقيقت شرعيّه ثابت شود ظهور آيه ظهور روشنى مىشود و بر همان عقد موقّت دلالت مىكند.
بعضى از اهل سنّت اصرار دارند كه استمتاع به معناى بهرهگيرى و تلذّذ است يعنى معناى لغوى مراد است مانند آيه «فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْ» [١] كه معناى لغوى در اينجا مراد است و لكن براى آن چند جواب داريم:
١- لزوم مهر به مجرّد عقد است و تعلّق مهر احتياج به تلذّذ و تمتّع ندارد و طلاق منصّف است پس تمتّع شرط وجوب مهر نيست در نتيجه معناى آيه اين است كه اگر عقد متعه را خوانديد بايد اجور آنها را بدهيد.
٢- تعبير به اجور مناسب متعه است البتّه منظور ما اين نيست كه اجور در عقد دائم استفاده نمىشود، چون همان گونه كه عقد دائم را تشبيه به بيع كرده بودند متعه هم شبيه اجاره است؛ پس تعبير به اجور مناسب نكاح موقّت است.
٣- درباره اداى مهر در همين سوره در آيات قبل بحث شده است و وقتى آنجا در مورد مهر صحبت شده است، ديگر تكرار لازم نيست. مىفرمايد:
«وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً» [٢].
آيه با صراحت مسأله مهريّه را ذكر مىكند.
آيه ديگر آيه «وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَ (مهريّه) نِحْلَةً ... [٣]».
يكى از دو آيه براى قبل از طلاق و ديگرى براى بعد از طلاق است و تكرار نيست.
پس وقتى در اين سوره در آيات قبل با فاصله كم، وجوب دادن مهر عقد دائم آمده است تكرار مجدّد آن جايى ندارد.
اضف الى ذلك كلّه؛ رواياتى كه در تفسير اين آيه از صحابه و غير صحابه نقل شده كه آيه را در مورد نكاح متعه مىدانند.
روايات دو دسته هستند:
١- با صراحت مىفرمايند كه آيه در مورد نكاح موقّت است:
أخرج الامام احمد باسناد رجاله كلّهم ثقات عن عنوان بن حصين قال: نزلت آية المتعة فى كتاب اللّه و علمنا بها مع رسول اللّه فلم تنزل آية تنسخها و لم يند عنها النبى صلى الله عليه و آله حتّى مات. [٤]
اين روايت در كتاب مسند احمد كه از كتب معتبر عامّه است آمده است و با صراحت آيه را در مورد متعه مىداند و معتقد است كه نسخ و نهى نشده است.
طبرى در تفسيرش نقل مىكند:
اخرج الطبرى فى تفسيره فى ذيل هذه الآية باسناد صحيح عن شعبة عن الحكم قال: سألته عن هذه الآية أ منسوخة هى؟ قال: لا
(دو مطلب استفاده مىشود اوّلًا: آيه در مورد متعه است و ثانياً: نسخ هم نشده است). [٥]
اين گروه از روايات كه ظاهراً منحصر در اين دو روايت هم نيست دليل بر اين است كه آيه در مورد متعه است. اين روايات در در المنثور در ذيل اين آيه آمده است.
٢- رواياتى از ابن عبّاس و غير آن كه مىگويد اين آيه «الى اجل مسمّى» داشته است:
* أخرج ... الحاكم
(صاحب مستدرك الصحيحين است و رواياتى كه از آنها فوت شده با همان صحّت نقل مىكند)
و صحّحه من طرق عن أبى نضرة قال: قرأت على ابن عباس: فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَ الى اجل مسمّى: فقلت ما نقرؤها كذلك فقال ابن عباس و اللّه لانزلها اللّه كذلك و أخرج عبد ابن حميد و ابن جرير عن قتادة قال فى قراءة أبى بن كعب فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَ الى أجل مسمّى. [٦]
اگر «الى اجل مسمّى» داشته باشد واضح است كه مراد متعه است.
٥ ادامه ادلّه عقد موقّت ..... ٢٦/ ٦/ ٨٢
* و أخرج ابن أبى داوود فى المصاحف عن سعيد بن جبير قال:
فى قراءة أبى بن كعب: فما استمتعتم به منهنّ الى أجل مسمّى. [٧]
اگر ظاهر اين چند روايت را كه تعبير «الى اجل مسمّى» دارد، بگيريم معنايش اين است كه اين عبارت از متن قرآن افتاده است ولى در جايى كه ما مىدانيم قرآنى كه بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده همين قرآنى است كه در دست ماست و چيزى از آن كم نشده است، پس اين روايات به چه معنا است؟
[١] آيه ٦٩، سوره توبه.
[٢]. آيه ٢٠، سوره نساء.
[٣]. آيه ٤، سوره نساء.
[٤] مسند احمد، ج ٤، ص ٤٤٦.
[٥] تفسير طبرى، ج ٥، ص ٩.
[٦] در المنثور، ج ٢، ص ١٤٠.
[٧] در المنثور، ج ٢، ص ١٤٠.