كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - الامر الاوّل مبدأ يك سال از چه زمانى است؟
جمعبندى روايات:
اين هفت روايت كه بعضى صحيحه و بعضى ضعيف و بعضى مثل روايت صدوق قابل ادغام بود، در مجموع متضافر و مشهور هم به آن عمل كرده و دلالت هم خوب است.
روايات مخالف:
در مقابل روايات متعددى داريم كه موافق قول ابن جنيد است، بعضى ضعيف و بعضى صحيح است.
* ... عن عباد الضّبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: فى العنين إذا علم أنّه عنّين
(تعبير «عُلِم» نشان مىدهد كه معلوم بوده عنّين است نه اين كه مشكوك باشد)
لا يأتى النساء فرّق بينهما
(صحبت از سنه نيست و اگر يك سال لازم بود بايد مىگفت، پس چون در مقام بيان بوده و قيد مورد نياز بوده است بايد مىفرمودند) .... [١]
* ... عن عمّار بن موسى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام أنّه سئل عن رجل أخذ عن امرأته
(ممكن است به معناى سحر و جادو يا به سبب بيمارى باشد)
فلا يقدر على إتيانها فقال إذا لم يقدر على إتيان غيرها من النساء فلا يمسكها الّا برضاها .... [٢]
* ... عن أبى الصباح الكنانى قال سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن امرأة ابتلى زوجها
(يقيناً مىداند كه عنّين است)
فلا يقدر على الجماع أبداً أ تفارقه؟ قال: نعم إن شاءت .... [٣]
* ... عن على بن جعفر عن أخيه موسى بن جعفر عليهما السلام قال سألته عن عنّين دلّس نفسه لامرأة ما حاله؟ قال: عليه المهر
(ظاهر روايت تمام مهر است و حال آن كه بايد نصف مهر را بدهد)
و يفرّق بينهما إذا علم أنّه لا يأتى النساء
(علم داشته باشيم). [٤]
روايات ديگرى هم غير از اينها داريم.
جمع بين روايات:
بين دو دسته از روايات قرار گرفتهايم كه دسته اوّل تأجيل سنه را لازم مىداند و دسته ديگر تأجيل سنه را لازم نمىداند، آيا جمع عرفى بين اين دو دسته مىباشد؟
سه راه جمع وجود دارد:
١- راه جمعى كه در جواهر و جاهاى ديگر هم وجود دارد كه جمع بين مطلق و مقيّد است. روايات دسته دوّم مطلق و دسته اوّل مقيد به تأجيل سنه است و مطلق را حمل بر مقيّد مىكنيم.
٢- جمعى كه ما مىگوييم و آن اين كه روايات دسته اوّل براى جايى است كه احتمال بهبودى مىرود، ولى دسته دوّم براى جايى است كه يقين داريم خوب نمىشود، چون تعبير «علم» و «و لا يقدر ابداً» داشت، اگر يقين داريم كه بهبودى حاصل نمىشود ديگر تأجيل سنه بىمعناست.
٣- «أجّل» يعنى زوجه خيار دارد ولى مستحبّ است يك سال صبر كند و اعمال خيار نكند. جمع بين روايات مطلق و مقيّد به استحباب در فقه زياد داريم، ولى جمع خوبى در اينجا به نظر نمىرسد.
١١١ ادامه مسأله ٦ ..... ٣/ ٣/ ٨٣
نتيجه: اگر يقين داشته باشيم كه عنن درمان نمىشود، تعيين ضرب الأجل بىمورد است و زوجه فوراً خيار فسخ دارد.
همان گونه كه گفته شد مسأله سه صورت دارد:
١- زن صبر كرده و اسقاط خيار مىكند،
٢- به حاكم مراجعه كرده و فسخ مىكند.
٣- زن بعد از اسقاط خيار پشيمان مىشود.
در تمام ابواب عقود اگر انسان بدون قيد و شرط حقّى را اسقاط كند ديگر قابل بازگشت نيست. بله اگر مالى را به غير ذى رحم بخشيده و عين مال موجود است، مىتواند رجوع كند؛ پس اصالة اللزوم در باب عقود و معاملات و اصالة البراءة در باب حقوق و غير معاملات حاكم است و براى برگشتن دليلى نداريم و در ما نحن فيه هم اگر زوجه از حقّ خود صرف نظر كرده و بعد پشيمان شد فايدهاى ندارد.
بقى هنا امورٌ:
الامر الاوّل: مبدأ يك سال از چه زمانى است؟
آيا از هنگام علم مرأة است يا از هنگام مرافعه عند الحاكم و يا از زمان حكم حاكم است؟
روايات سه گروه است:
١- ظاهر گروهى از روايات ظاهر اين است كه اصلًا حكم قاضى لازم نيست و انتظار سنه كافى است و ظاهرش اين است كه از زمان علم است چون مرافعه در روايات نيست:
* ... قال: العنّين يتربّصن به سنة. [٥]
ظاهر روايت سخنى از قاضى نيست و تربّص بعد از علم است.
* ... قال: روى أنه ينتظر به سنة
(بحثى از مراجعه به حاكم نيست). [٦]
[١] ح ٢، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٢] ح ٣، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٣] ح ٦، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٤] ح ١٣ باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٥] ح ٥، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٦] ح ١١، باب ١٤ از ابواب عيوب.