كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - روايات ناهيه
هشت از ابواب متعه روايات متعدّدى داريم كه از نكاح زن فاجره نهى مىكند، چرا به اين روايات استدلال نكردهاند؟
تصوّر ما اين است كه بين غير عفيفه و فاجره فرق گذاشتهاند به اين بيان كه عفّت دو معنا دارد:
١- عفّت در مقابل آلودگى به زنا و فجور.
٢- عفّت به معناى حجاب و پرهيز از نامحرم.
حال بگوييم در اين مسأله عفيفه در مقابل زنان بىبندوبار است و لو فاجره هم نباشند و در مسأله هيجدهم در مورد فاجره است، پس آن همه رواياتى كه به روشنى دلالت بر نهى از ازدواج با فاجره و زانيه مىكند و به آن استدلال نكردهاند به جهت فرق گذاشتن بين عفّت و لا عفّت و فجور و لا فجور است.
٣- استحباب سؤال از حال زن:
مستحب است قبل از خواندن عقد از زن در مورد ذات بعل بودن و در عدّه بودن سؤال كند. اين استحباب قبل از عقد است نه بعد از عقد. اين استحباب هم در كلمات علما از قبيل ارسال مسلّمات است و به روايتى تمسك شده است كه از نظر سند و دلالت خوب است:
* محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد
(ممكن است احمد بن محمد بن عيسى باشد و يا احمد بن محمد بن خالد باشد كه على كل حال ثقه است)
عن ابن محبوب، عن أبان
(هر دو از اصحاب اجماع هستند)
عن أبى مريم
(ثقه)
عن أبى جعفر عليه السلام أنّه سئل عن المتعة فقال: إنّ المتعة اليوم ليست كما كانت قبل اليوم إنّهنّ كان يومئذ يؤمنّ
(دو احتمال دارد كه سابقاً بيان شد)
و اليوم لا يؤمنّ فاسألوا عنهنّ. [١]
از آنها سؤال كنيد به چه معناست؟ آيا از خود آنها سؤال كنيد يا درباره آنها سؤال و تحقيق كنيد، كدام مراد است؟
براى روشن شدن جواب بايد كلمه «سأل» را در لغت بررسى كنيم. «سأل» در لغت دو معنا دارد:
١- تقاضا كردن
٢- سؤال كردن
اگر به معناى تقاضا و طلب باشد دو مفعول مىگيرد بدون حرف جر مثلًا «سألت اللَّه تعالى شفاء ك» و در صورتى كه به معناى سؤال باشد يك مفعول بىواسطه و مفعول ديگر را با حرف جرّ «عن» مىگيرد مثلًا «سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن المتعة» دو مفعول دارد كه يكى به واسطه حرف جر است. مفعول اوّل كسى است كه مورد سؤال واقع مىشود و مفعول دوّم چيزى است كه در مورد آن سؤال مىشود، بنابراين روايت كه مىفرمايد «و السؤال عن حالها» معنايش سؤال از خود زن نيست بلكه تحقيق در مورد زن است.
صاحب مسالك مىفرمايد: بعضى گفتهاند كه از خود آنها سؤال كنيد در حالى كه روايت چنين چيزى ندارد. در اينجا حق با صاحب مسالك است چون روايت چنين چيزى نداشت، ولى روايت عام است و مىگويد درباره آنها سؤال كنيد كه گاهى از خود آنها سؤال مىكنيم و گاهى درباره آنها از مردم سؤال مىكنيم. بعضى گفتهاند كه از غير خودشان سؤال كنيد، چون سؤال از خود آنها لغوست.
و لكن الانصاف، گاهى سؤال كردن از خود شخص مسائل را واضح مىكند مانند بازجويىهايى كه انجام مىشود.
در مقابل اين روايات رواياتى داريم كه نهى از سؤال مىكند و غالباً در مورد بعد از ازدواج است، يعنى مىفرمايد حال كه ازدواج كرديد ديگر سؤال نكن.
آيا روايتى داريم كه بگويد قبل از ازدواج سؤال نكن تا با اين روايت تعارض كند يا چنين روايتى نداريم؟
٦٤ ادامه مسأله ١٧ ..... ٦/ ١١/ ٨٢
روايات ناهيه:
در مقابل اين روايات، روايات متعدّدى است كه نهى از سؤال مىكند. پس تعارضى واقع مىشود بين روايات امره و روايات ناهيه.
* ... عن فضل مولى محمّد بن راشد
(جزو غلامان آزاد شده و يا از دوستان او بوده)
عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: قلت: إنّى تزوّجت امرأة متعة فوقع فى نفسي أنّ لها زوجاً
(سوء ظنّ پيدا كردم)
ففتشت عن ذلك فوجدت لها زوجاً قال: و لم فتَّشت
(امام بر تفتيش مؤاخذه مىكند)؟ [٢]
از نظر سند: «فضل» شخص مجهول الحال و بسيار قليل الروايه است و احتمال دارد غير از اين روايت، روايت ديگرى نداشته باشد پس سند ضعيف است.
از نظر دلالت: امام مىفرمايد چرا تفتيش كردى و وظيفه تو تفتيش نبود ولى در روايت دو قيد موجود است:
[١] ح ٣، باب ٦ از ابواب متعه.
[٢] ح ٣، باب ١٠ از ابواب متعه.