كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٠ - ٢- اطلاق روايات
سابقاً مىگفتيم كه سيره عقلا در مورد بعد از عقد بر اين است و شارع هم اين سيره را امضا كرده است به اين بيان كه مرد و زن بعد از عقد در معرض حوادث هستند و هر كدام ممكن است بيمار شوند، به همين جهت بعد از عقد نمىتوان به جواز فسخ حكم كرد.
ولى رواياتى داريم و حتّى ادّعاى اجماع هم شده است كه اگر يك مرتبه وطى حاصل شود خيار فسخ ساقط مىشود- بحث آن در فرع ثانى مىآيد- بنابراين سيره عقلا در اينجا جارى نمىشود. پس محلّ كلام ما خصوصيّتى دارد كه اگر يك مرتبه هم وطى حاصل شود، خيار فسخ ندارد و سيره عقلا براى درازمدت بود، بنابراين و لو عيب حادث باشد اگر مرّة واحدة هم وطى نكرده موجب حقّ فسخ است و اين خلاف سيره عقلا هم نيست.
فرع دوّم: لو وطأ مرّة واحدة
مشهور اين است كه خيار عيب ساقط مىشود، بلكه ادّعاى اجماع شده است ولى از ابن زهره و ظاهر كلام مفيد مخالفت نقل شده است.
أقوال مشهور:
١- روايات باب:
مشهور به روايات تمسّك كردهاند و در بين روايات هيجدهگانه سه روايت [١] است كه تعبير «مرّة واحدة» و يا «وقعة واحدة» دارد. هرچند هر سه روايت از نظر سند ضعيف است، ولى مشهور به آن عمل كردهاند و ضعف سند با عمل مشهور جبران مىشود.
مرحوم حاجى نورى هم در مستدرك دو روايت [٢] از كتاب جعفريّات نقل كرده است كه محلّ كلام است و از نظر سند مشكل دارد.
جمعبندى روايات:
علاوه بر جبران ضعف سند روايات به عمل مشهور، روايات متضافر و حجّت است.
٢- استصحاب عدم بقاى عنن:
دليل ديگرى هم آوردهاند كه آن تعبير «لِرجاءِ زواله» است، يعنى چون يك بار توانسته است، امكان دارد بازهم بتواند كه اين تعبير نشان مىدهد، موضوع ثابت نيست و بازگشت آن به استصحاب عدم بقاى عنن و شبهه موضوعى است.
٨٧ القول فى العيوب (العنن) ..... ١٥/ ١/ ٨٣
فرع سوّم: إن كان قادراً على غيرها و لم يكن قادراً عليها آيا در اين صورت زن حقّ فسخ دارد؟
اين كه بر زوجه قادر نيست و بر غير زوجه قادر است ممكن است عوامل مختلفى داشته باشد، ممكن است به جهت سحر و جادو باشد كه البتّه غالباً اين چنين نيست بلكه در بعضى از موارد به جهت سحر و جادو است و لو غالباً مردم كمبودها، كاستىها و تنبلىهاى خود را از سحر و جادو مىدانند.
اقوال:
مشهور و معروف اين است كه زوجه حقّ فسخ ندارد و ادّعاى اجماع شده است، ولى از مرحوم شيخ مفيد نقل شده كه حقّ فسخ دارد، چون مرد قادر نيست.
ادلّه قول مشهور:
ادلّهاى كه مىگويد زوجه حق فسخ ندارد عبارتند از:
١- اصالة اللزوم:
خيار فسخ دليل مىخواهد و وقتى دليل نداريم اجازه نمىدهيم.
٢- اطلاق روايات:
اطلاق بسيارى از روايات مىفرمود: «لا يقدر على النساء» كه عام است يعنى بر وطى هيچ زنى قادر نيست نه اين كه فقط بر زوجه خودش قادر نباشد.
* ... قال فى العنّين إذا علم انّه عنّين لا يأتى النساء ... [٣]
ظاهرش مطلق النساء است، پس وقتى قادر بر نساء ديگر است ديگر عنّين و لا يأتى النساء نيست.
* ... قال: اذا تزوّج الرجل المرأة و هو لا يقدر على النساء. [٤]
يعنى قادر به وطى هيچ مرئهاى نيست نه خصوص زوجه خودش را.
* ... قال: عليه المهر و يفرّق بينهما اذا علم انّه لا يأتى النساء. [٥]
اين سه روايت و بعض روايات ديگر اين باب شاهد است كه عنّين كسى است كه قادر بر نساء نيست نه اين كه بر بعضى قادر
[١] ح ٢ و ٤ و ٨، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٢] مستدرك، ج ١٥، ح ٢ و ٣، باب ١٣ از ابواب عيوب.
[٣] ح ٢، باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٤] ح ٧ باب ١٤ از ابواب عيوب.
[٥] ح ١٣ باب ١٤ از ابواب عيوب.