كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - ٢- روايات
الإقعاد) أن يبلغ حداً يعجز معه عن المشى.
و رابعها: أنّه ليس بعيب مطلقا و هو الظاهر من كلام الشيخ فى المبسوط و الخلاف فإنّه لم يعدّه من عيوب المرأة و كذلك ابن البرّاج فى المهذّب و هو الظاهر من الصدوق. [١]
مرحوم محقّق در شرايع مىفرمايد:
و أما العرج ففيه تردّد اظهره دخوله فى اسباب الفسخ إذا بلغ الإقعاد. [٢]
اين اقوال، طرفداران معتبرى دارد ولى از همه مشهورتر قول اوّل است. مرحوم امام (ره) قول دوّم را اختيار كرده است.
جمعبندى اقوال:
١- عرج مطلقا از عيوب است (قول مشهور)
٢- عرج بيّن از عيوب است.
٣- عرجى كه به حدّ اقعاد برسد، از عيوب است.
٤- اصلًا عيب نيست و حقّ فسخ نمىآورد.
اكنون به بررسى اقوال چهارگانه مىپردازيم:
قول چهارم: چون اين قول با اقوال ديگر متفاوت است و حرج را عيب نمىداند ابتدا ادلّه اين قول را بررسى مىكنيم.
ادلّه قول چهارم:
دو دليل بر اين قول اقامه شده است:
١- اصالة اللزوم:
اصل اقتضا مىكند كه تمام عقود لازم باشد و خيار فسخ دليل مىخواهد و در اينجا دليل نداريم.
جواب از دليل: روايات عديدهاى داريم كه عرج از عيوب است و با بودن دليل نوبت به اصل نمىرسد.
٢- روايات:
روايات متعدّدى كه عيوب را منحصر در چهار عيب (عفل، جنون، جذام و برص) مىداند و غير آن را نفى مىكند.
اگر چه در بعضى از روايات راوى و مروىّ عنه و مضمون يكى است، ولى در كتاب وسائل در پنج روايت ذكر شده است كه بعضى با مفهوم ( «تردّ من الأربعة» كه عدد مفهوم دارد يعنى در غير اين چهار عيب خيار فسخ نيست) و بعضى با منطوق دلالت دارد.
بعضى از روايات صحيح السند و بعضى ديگر محلّ ايراد است، ولى چون متضافر است نياز به بحث سندى ندارد.
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: المرأة تردّ من أربعة أشياء: من البرص و الجذام و الجنون و القَرن و هو العفل ... [٣]
عدد مفهوم دارد كه گاهى از ناحيه اقلّ است (مثل اقامت ده روز در قصد اقامت كه اگر كمتر باشد بايد نماز را تمام بخواند) و گاهى از ناحيه اكثر (مثلًا اكثر حيض ده روز است يعنى يازده روز نيست) و گاهى از هر دو طرف است (مثل اين كه نماز صبح دو ركعت است، نه كمتر و نه بيشتر).
* ... عن رفاعة بن موسى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون و أمّا ما سوى ذلك فلا
(دلالت به منطوق است). [٤]
* ... عن الحلبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام أنّه قال فى الرجل يتزوج الى قوم فاذا امرأته عوراءِ و لم يبينوا له قال: لا ترد و قال: إنّما يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل
(به منطوق دلالت دارد چون «انّما» از ادات حصر است)
الحديث. [٥]
* ... عن الحلبى عن أبى عبد الله عليه السلام قال: انّما يردّ النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل
(ظاهراً با حديث قبل متّحد است). [٦]
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث قال: و تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون فأمّا ما سوى ذلك فلا.
(اين حديث با روايت اوّل ظاهراً يكى است و بعيد نيست نقل به معنا شده باشد كه در آنجا به مفهوم عدد دلالت داشت و در اينجا به منطوق دلالت دارد). [٧]
مجموع اين احاديث يا سه حديث است يا پنج حديث كه بعضى معتبر است و تعداد عيوب را بيان كرده است.
جواب از دليل: اين روايات با رواياتى كه عرج و عمى را مىگويد و معمول بهاى اصحاب هم هست، معارض است چگونه بين روايات جمع كنيم؟ آيا تعارض است كه اگر جمع نشد رجوع به مرجّحات كنيم؟
گاهى بين اينها جمع دلالى شده است به اين بيان كه حصر عيوب در چهار عيب حصر اضافى است يعنى در محضر امام از عيوب مختلفى صحبت شده مثل كراهت منظر و قبيح اللسان و يا دنائت قبيله و .... و امام مىخواهد اين عيوب را نفى كند، نه
[١] ج ٨، ص ١١٦- ١١٩.
[٢] جواهر، ج ٣٠، ص ٣٣٥.
[٣] ح ١، باب ١ از ابواب عيوب.
[٤] ح ٢ باب ١ از ابواب عيوب.
[٥] ح ٦، باب ١ از ابواب عيوب.
[٦] ح ١٠، باب ١ از ابواب عيوب.
[٧] ح ١٣، باب ١ از ابواب عيوب.