كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ادلّه قائلين به جواز فسخ
موجب حقّ فسخ مرد مىشود، ولى در مورد جنون لاحق چيزى نگفتهاند، بنابراين ما جنون سابق و لاحق را از هم جدا مىكنيم.
جنون سابق زن:
ابتدا جنون سابق را بحث مىكنيم.
ادلّه جواز فسخ در جنون سابق:
١- اجماع:
اين مسأله اجماعى است.
٢- لا ضرر و لا جرح:
ادلّه لا ضرر و لا جرح اينجا را هم شامل است
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ:
اطلاقات ادلّه أَوْفُوا بِالْعُقُودِ اينجا را شامل نيست.
٤- روايات:
حدود هفت [١] روايت داريم كه بعضى صحيح و بعضى ضعيف است.
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: المرأة تردّ من اربعة أشياء: من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل
(مانعى در محلّ)
ما لم يقع عليها
(دخول حاصل نشده)
فإذا وقع عليها فلا
(آيا اگر جاهلًا دخول كند حقّ فسخ از بين مىرود؟). [٢]
* ... عن رفاعة بن موسى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون و أمّا ما سوى ذلك فلا
(اين ذيل مشكل آفرين است چون عيوب مرأة هفت عيب است). [٣]
* ... عن الحلبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام إنّه قال فى الرجل يتزوج الى قوم فإذا امرأته عوراء و لم يبيّنوا قال لا تردّ و قال إنّما يرد النكاح من البرص و الجذام و الجنون و العفل. [٤]
تمام اين روايات مىفرمايد جنون عيبى است كه رجل مىتواند به واسطه آن عقد را فسخ كند.
٧٨ القول فى العيوب (جنون) ..... ٢٠/ ١٢/ ٨٢
جنون لاحق زن:
آيا جنون لاحق زن موجب فسخ مىشود؟
اقوال:
مشهور و معروف اين است كه جنون لاحق زن موجب فسخ نمىشود و ادّعاى اجماع كرده [٥] و مخالفى هم نقل نكردهاند.
ادلّه قائلين به عدم جواز فسخ:
كسانى كه قائل شدهاند زوج حق فسخ ندارد به چند دليل استدلال كردهاند:
١- اجماع:
جنون لاحق موجب حقّ فسخ نيست اجماعاً.
جواب از دليل: اين اجماع مدركى است.
٢- اصالة اللزوم:
اصل در تمام عقود لزوم است و فسخ دليل مىخواهد.
جواب از دليل: رواياتى كه مىگويد با جنون مىتوان عقد را فسخ كرد، مطلق است و جنون سابق و لاحق را شامل مىشود و اطلاق اين روايات جلوى اصالة اللزوم را مىگيرد.
٣- استصحاب:
استصحاب بقاى عقد بعد از جنون به طورى كه با فسخ، عقد باقى است.
جواب از دليل: استصحاب در شبهات حكميّه را قبول نداريم و اين استصحاب در شبهه حكميّه است به علاوه استصحاب يكى از ادلّه اصالة اللزوم است. اصالة اللزوم در معاملات هشت دليل دارد كه مرحوم شيخ آنها را آورده است و يكى از ادلّه آن استصحاب است پس استصحاب به اصالة اللزوم بر مىگردد و چيز تازهاى نبوده و جواب آن داده شد.
٤- انسباق از روايات باب:
ينسبق من روايات الباب كه فقط جنون سابق دليل فسخ است.
جواب از دليل: از كدام روايات ينسبق؟ ما غير از روايات مطلقه روايات ديگرى نداريم و اصلًا چنين روايتى نداريم كه جنون لاحق را استثنا كند.
نتيجه: همه اين ادلّه قابل ايراد است.
ادلّه قائلين به جواز فسخ:
دليل قول به عموميّت بر فرض كه قائلى داشته باشد- كه ندارد- مىتواند ادلّه زير باشد:
١- لا ضرر.
٢- لا حرج.
٣- اطلاقات روايات:
روايات در جلسه قبل بيان شد و مىفرمود:
تردّ المرأة عن
[١] ح ١، ٢، ٥، ٦، ١٠، ١١، ١٣ باب ١ از ابواب عيوب.
[٢] ح ١ باب ١ از ابواب عيوب.
[٣] ح ٢ باب ١ از ابواب عيوب.
[٤] ح ٦ باب ١ از ابواب عيوب.
[٥] مهذّب، ج ٢٥، ص ١١٣.