كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - عنوان مسأله خصا به سه گونه است
الجنون و البرص و ...
كه جنون سابق و لاحق ندارد، بنابراين در ظاهر حق با كسى است كه قائل به عموم شود ولى مع ذلك هيچ كدام از بزرگان به جواز فسخ فتوا ندادهاند.
در اين مسأله دو قرينه سبب شده است كه مشهور چنين فتوا دهند:
قرينه اوّل: نكته در كلمه «ردّ» است (لا يردّ)، اين كلمه به چه معناست؟
به عنوان نمونه روايت مىفرمود:
«المرأة تردّ من اربعة اشياء» [١]
و يا
«تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون» [٢]
، كلمه ردّ را در جايى مىگويند كه چيزى آمده و آن را به همان صورت كه آمده است بر مىگرداند وقتى مىگويند معيوب را بر مىگردانند، يعنى همان كه آمده همان را بر مىگردانند كه اين در واقع معيوب قبل العقد است، پس تعبير تردّ در روايات مختلف نشان مىدهد كه عيبى از اوّل داشته و همان را بر مىگردانند و الّا اگر به اين حال نيامده تعبير به تردّ نمىكنند، على الخصوص كه ساير عيوب به آن عطف شده است، مثلًا فرمود زن يك چشمى بوده و به خانه شوهر آوردهاند، امام فرمود فسخ نمىشود، معلوم است كه از قبل يك چشمى بوده نه اين كه در خانه شوهر يك چشمى شده است:
فاذا امرأته عوراء و لم يبيّنوا له قال لا تردّ [٣]
؛ اين عبارت (يردّ النكاح ...) با عبارت قبل در يك سياق است، همان گونه كه عيب قبلى (عوراء)، قبل از نكاح بود، عيوب ديگر كه بعد از آن در روايات آمده همه از سابق بودهاند و لاحق نيست پس عيب لاحق خيار فسخ ندارد.
قرينه دوّم: در عدّهاى از روايات تعبير به تدليس شده است
و خيار فسخ شوهر به خاطر تدليس است كه اين در باب دوّم از ابواب عيوب آمده است و تعبير تدليس براى عيوب سابق است و عيوب لاحق تدليس ندارد.
علما و بزرگان از روايات تدليس و روايت عوراء و همچنين كلمه تردّ استفاده كرده و به همين جهت فقط در عيوب سابق قائل به فسخ شدهاند.
نتيجه: روايات اطلاق ندارد و فقط شامل جنون سابق مىشود و به قرينه روايت عوراء، روايات تدليس و كلمه «يردّ» در روايات، شامل جنون لاحق نمىشود و على القاعده چيزى كه در خانه شوهر معيوب شده، نبايد برگردد، چون انسانها در معرض بلا هستند و هر كسى بيمار مىشود، مخصوصاً در سنين بالا، و بنا نيست به عيوب لاحق فسخ شود و اين طبيعت زندگى بشر است كه بيماريها و بلاها وجود دارد پس كلام مشهور درست است.
ان قلت: چرا در ناحيه مرد به عيوب لاحق زن حق فسخ دارد؟
قلنا: در مورد جنون مرد روايت داريم پس دليل خاص دارد، علاوه بر اين در صورت بيمارى مرد، ديگر نانآورى نيست.
[بخش دوم عيوب مختص]
٧٩ القول فى العيوب (الخصاء) ..... ٢٣/ ١٢/ ٨٢
عيوب مختصّ به رجل:
١- الخصاء:
[الخصاء قبل العقد]
عبارت مرحوم امام (ره) در تحرير در باب عيوب مختصّ چنين است:
و أمّا المختصّ: فالمختصّ للرجل ثلاثة: الخصاء، و هو سلّ (كشيدن) الخصيتين او رضّهما (كوبيدن) و تفسخ به المرأة مع سبقه على العقد و عدم علمها به.
عنوان مسأله: خصا به سه گونه است:
١- از روز اوّل خصى متولّد شده است.
٢- عضو مخصوص را خارج كنند.
٣- عضو مخصوص را بكوبند و از كار بيندازند.
خصا به يقين يكى از عيوب است و از دو جهت عيب محسوب مىشود:
١- جلوى توالد و تناسل را مىگيرد.
٢- ضعف و فتور در آميزش ايجاد مىكند و به تدريج آميزش به طور كلّى منتفى مىشود.
دليل آن هورمونهايى است كه اين دو غدّه ترشّح كرده و در خون مىريزد؛ و صفات مردانگى را حفظ مىكند مثل آهنگ صدا، موى صورت و علاقه به آميزش جنسى، و وقتى اين دو غدّه از كار افتاد و هورمونها ترشّح نشد حالت رجوليّت تضعيف مىشود، بنابراين عيب بودن آن مسلّم و تمسّك به لا ضرر و لا حرج بلااشكال است.
[١] ح ١، باب ١ از ابواب عيوب.
[٢] ح ٢ باب ١ از ابواب عيوب.
[٣] ح ١، باب ٥ از ابواب عيوب.