كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - طايفه سوّم رواياتى كه مىگويد اگر عيب بعد از عقد و قبل از وطى باشد فسخ جايز است
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى حديث قال: و تردّ المرأة من العفل و البرص و الجذام و الجنون .... [١]
اين روايات به حسب ظاهر مطلق است ولى مىتوان در دلالت اين روايات بر اطلاق تشكيك كرد به اين بيان كه بگوييم «تردّ» معنايش اين است كه از خانه پدر با همين عيب آمده و با همان عيب برگردانده مىشود اگر «تردّ المرأة» مىفرمود، جايى را كه عيب بعداً حادث شده شامل مىشد، ولى چون تردّ العمياء و ... مىفرمايد معلوم مىشود كه عيب از سابق بوده است، پس از كلمه «ردّ» كه در اين موارد آمده استفاده مىكنيم كه با همين وصف آمده و با همان وصف بر مىگردد و اگر از ابتدا با اين وصف نبود و بعداً اين عيب پيدا شده، ديگر تردّ العمياء نيست؛ مخصوصاً در جايى كه تردّ النكاح مىگويد ظاهرش اين است كه نكاح با همين عيب شروع شده و به همين جهت برمىگردد، پس با دقّت در كلمه «تردّ» و تأييد آن به كلمه نكاح استفاده مىشود كه اينها عيوبى است كه سابق بر عقد بوده است و در روايات اطلاقى نبوده و علما به ظاهر روايات توجّه كرده و در كلمه تردّ دقّت نفرمودهاند.
لو فُرِض كه از كلمه «تردّ» شك حاصل شود كه آيا «تردّ» چنين مفهومى دارد يا نه؟
در اين صورت بحث تحت قاعده «الكلام المحفوف بما يحتمل القرينيّة يفيد الابهام» داخل شده و ديگر اطلاق ندارد و ظهور از كار مىافتد كه بازهم شاهد عرض ماست؛ پس اگر كلمه تردّ به اين معنا باشد مفهوم دارد و دو صورت ديگر را (عيب بعد از عقد و قبل از وطى و بعد از وطى) رد مىكند چون إنّما مفيد حصر است.
طايفه دوّم: رواياتى كه دلالت بر خصوص عيب قبل از عقد مىكند ولى آيا اثبات شىء نفى ما عدا مىكند؟
خير، مثلًا روايت مىفرمايد زنى را آورده و بعد او را معيوب ديدهاند؛ سؤال و جواب در مورد عيب ما قبل عقد است، ولى اطلاق ندارد و نفى ما عدا نمىكند.
در باب دوّم هشت روايت داريم كه كلمه «تدليس» دارد و تدليس در مورد عيب قبل العقد است.
* ... فقال: إذا دلّست العفلاء و البرصاء و المجنونة و المفضات و من كان بها زمانة ظاهرة فإنّها تردّ على أهلها .... [٢]
در اين روايت اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند.
١٠٠ ادامه مسأله ١ ..... ١٦/ ٢/ ٨٣
توجّه: به علّت طولانى شدن بحث حديث اخلاقى هفته و تكرار مطلب درك قبل، حجم آن درس كم شده است.
أضف الى ذلك؛ روايات ديگرى داريم كه كلمه تدليس ندارد ولى مورد صحبت و سؤال و جواب عيوب قبل از عقد است، البتّه اثبات شىء نفى ما عدا نمىكند مگر اين كه از قبيل مفهوم شرط يا وصف يا عدد و ... باشد.
* ... عن الحسن بن صالح قال: سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام عن رجل تزوّج امرأة فوجد بها قرناً
(قبلًا بوده و حالا فهميده است)
قال: هذه لا تحبل و ينقبض زوجها من مجامعتها و تردّ على اهلها الحديث. [٣]
ظاهر روايت عيب سابق بر عقد است.
* ... عن أبى الصباح قال: سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام و ذكر مثله. [٤]
* ... عن الحلبى عن أبى عبد اللَّه عليه السلام إنّه قال فى الرجل يتزوّج الى قوم فإذا امرأته عوراء
(زن يك چشمى است) .... [٥]
معنايش اين است كه عيوب قبل از عقد مورد توجّه است
* ... عن داود بن سرحان عن أبى عبد اللَّه عليه السلام فى الرجل يتزوج المرأة فيؤتى بها عمياء او برصاء أو عرجاء قال: تردّ على وليّها الحديث. [٦]
قطع نظر از كلمه «تردّ» جمله «يؤتى بها عمياء» يعنى زن از قبل عميا بود نه اين كه بعداً عميا شد.
١٠١ ادامه مسأله ١ ..... ١٩/ ٢/ ٨٣
طايفه سوّم: رواياتى كه مىگويد اگر عيب بعد از عقد و قبل از وطى باشد فسخ جايز است.
اين روايات در بدو نظر جواز فسخ در عيوب را مىگويد ولى اگر دقّت شود همه داراى مشكلاتى است.
* ... عن عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه عن أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: المرأة تردّ من أربعة أشياء: من البرص و الجذام و الجنون و القرن و هو العفل ما لم يقع عليها
(قبل از وطى)
فإذا وقع عليها فلا. [٧]
[١] ح ١٣، باب ١ از ابواب عيوب.
[٢] ح ١، باب ٢ از ابواب عيوب.
[٣] ح ٣، باب ١ از ابواب عيوب.
[٤] ح ٤، باب ١ از ابواب عيوب.
[٥] ح ٦، باب ١ از ابواب عيوب.
[٦] ح ٩، باب ١ از ابواب عيوب.
[٧] ح ١، باب ١ از ابواب عيوب.