كتاب النكاح - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - اقوال
اقوال:
١- مشهور و معروف اين است كه خصا بعد العقد چه قبل از دخول و چه بعد از دخول سبب فسخ نمىشود.
٢- بعضى گفتهاند اگر بعد از عقد و قبل از دخول باشد باعث فسخ است.
٣- بعضى مىگويند اگر بعد از دخول هم باشد موجب فسخ است.
ادلّه:
آيا دليلى بر اين اقوال در مقابل اصالة اللزوم كه فسخ را بدون دليل اجازه نمىدهد داريم؟
روايات همه تعبير تدليس داشت و معناى تدليس اين است كه عيب قبلًا بوده و مخفى كرده است پس روايتى كه اطلاق داشته باشد و ما به اطلاق آن تمسّك كرده و بگوييم بعد العقد را هم شامل مىشود، نداريم.
إن قلت: چرا به دليل لا ضرر تمسّك نكنيم، چرا كه بالاخره خصى شده و كم كم سستى و فتور حاصل مىشود و قدرت آميزش را از دست مىدهد و اين ضرر به مرئه است و حديث لا ضرر شامل او مىشود.
قلنا: در باب لا ضرر مىگويند اگر كسى اقدامى بر ضرر كند حديث لا ضرر شامل او نمىشود ما مىخواهيم بگوييم بيمارىهايى كه بعداً پيدا مىشود از قبيل اقدام بر ضرر است چون انسان وقتى با كسى ازدواج مىكند قول نمىدهد كه تا هفتاد سالگى سالم باشد، مىداند در آينده هر يك از زوج يا زوجه ممكن است به بيمارى مبتلا شود و با علم به اين كه در معرض حوادث است، تن به ازدواج داده و قاعده اين است كه در ازدواج، زن و مرد هيچ كدام به شرط سلامتِ تا آخر عمر ازدواج نمىكنند چون همه در معرض حوادث هستند؛ بنابراين هر دو بر ازدواجى اقدام مىكنند كه آيندهاش با خداست. بله اگر جايى باشد كه به عسر و حرج شديد منتهى شود در اين صورت حاكم شرع طلاق مىدهد نه اين كه حقّ فسخ داشته باشند، پس كارى با مسأله عيوب ندارد و داخل در بحث طلاق حاكم شرع است.
٨٢ القول فى العيوب (الجبّ) ..... ٢٦/ ١٢/ ٨٢
٢- الجبّ:
بحث در عيوب مختصّ به رجل به عيب دوّم «جَبّ» رسيد.
جبّ به معناى قطع آلت رجوليّت است به حدّى كه قدرت بر آميزش نباشد. مرحوم امام (ره) در تحرير بعد از آن كه جبّ را از عيوب مىداند، مىفرمايد:
و الجب و هو قطع الذكر بشرط أن لا يبقى منه ما يمكن معه الوطء و لو قدر الحشفة و تفسخ المرأة فيما إذا كان ذلك سابقاً على العقد و أمّا اللاحق به ففيه تأمّل بل لا يبعد عدم الخيار فى اللاحق مطلقاً، سواء كان قبل الوطء أو بعده
عنوان مسأله:
اين مسأله داراى سه حالت است:
١- عيب قبل از نكاح باشد.
٢- عيب بعد از نكاح باشد.
٣- عيب بعد از نكاح و بعد از دخول باشد.
«جَبّ» در لغت به معنى قطع است و تعبير «الاسلام يَجُبُّ عن ما قبله» به اين معناست كه اسلام انسان را از ما قبل اسلام مىبُرد، يعنى نماز قضاء، روزه قضاء، حدود و .... همه از انسان بعد از مسلمان شدن بريده مىشود، البتّه حقّ الناس در جاى خودش محفوظ است.
امّا «جُبّ» به معناى چاه است ولى در ميان ارباب لغت بحث است كه فرق جُبّ و بئر چيست؟
جُبّ به چاهى مىگويند كه سنگ چين نشده است. در داستان يوسف در قرآن آمده است كه:
«وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ» [١] غيابة در واقع نقبى بوده كه در داخل چاه نزديك سطح آب مىكندند تا كسى كه براى برداشتن آب داخل چاه مىشد در آن قرار مىگرفت و حضرت يوسف عليه السلام هم در آنجا قرار گرفته بود و در داخل آب نبود. چرا به چاه جُبّ مىگويند؟
احتمالًا با مادّه جَبّ يك ريشه است چون در چاه هم در واقع زمين قطع مىشود.
١- عيب قبل از نكاح:
اين صورت اجماعى است.
اقوال:
مرحوم شهيد ثانى در مسالك مىفرمايد:
المشهور بين الاصحاب أنّ الجَبّ من جملة عيوب الرجل لم ينقل أحد منهم فيه خلافاً و لكنّ المصنّف (محقّق در متن شرايع) تردّد فيه
[١] آيه ١٥، سوره يوسف.