فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٠ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
ذهبى مى گويد : روح بن صلاح مصرى « ابن سيابه » وابالحارث نيز خوانده مى شود. ابن عد ى اورا تضعيف كرده وابن حبان اورا از ثقات خوانده وحاكم نيشابورى مى گويد : اوثقه ومأمون است[١].
البته ممكن است علت تضعيف او همان علّت تضعيف عطيه باشد، كه چنين فضيلت وكرامتى را در باره يكى از اعضاء خاندان رسالت نقل كرده و ولاء خود را به اين خاندان ثابت نموده است .
٣ـ آدم (عليه السلام)، به حق پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله وسلم) متوسل مى شود
سرگذشت آدم وحوا در كتابهاى مقدس آسمانى آمده است وتنها كتابى كه آن را به صورت معقول ومطابق شرائط معتبر در انبياء، نقل كرده، قرآن مجيد است، و ياد آور مى شود كه آدم بر اثر نا فرمانى مورد بى مهر ى قرار گرفت ومى بايست براى جبران كار خود، از خدا مغفرت بطلبد، اكنون ببينيم او براى طلب مغفرت به چه متوسل شد در اين جا «بيهقى » خبرى را از عمر بن خطاب نقل مى كند كه او از رسول خدا شنيده وچنين نقل كرد:
وقتى آدم آن خطا (ترك اولى ) رامرتكب شد، گفت :
«رَبِّي أسألكَ بحقّ محمد لما غَفَرْتَ لِي» پروردگارا از تو مى خواهم كه بحق محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)مرا بيامرزى، خطاب آمد : آدم ! چگونه او را شناختى با آنكه من هنوز اورا خلق نكرده ام . پاسخ گفت : روزى كه مرا آفريدى، در قائمه هاى عرش ديدم كه نوشته است :«لاإلهَ إلاّاللّه، محمّد رسول اللّه» دانستم : اسمى را كه در كنار اسم خود قرار داده اى محبوبترين مخلوقات نزد توست . خطاب آمد : راست گفتى، او
[١] ذهبى : ميزان الإعتدال ، ٢/٥٨ به شماره ٢٨٠١.