فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٩ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
در اينجا دومطلب را ياد آور مى شويم:
الف ـ حديث ازنظر اهميت به پايه اى است كه در كتب حديثى معتبر ، نقل شده است . وما اين حديث را ازمدارك ياد شده درزير براى شما نقل مى كنيم:
١ ـ معجم اوسط ، نوشته طبرانى م٣٦٠، ص٣٥٦ و٣٥٧.
٢ـ مستدرك الصحيحين ، نوشته حاكم نيشابورى م٤١٥ج٣،ص١٠٨. او در اين كتاب احاديثى را نقل مى كند ، كه صحت آنها به پايه صحت احاديث بخارى ومسلم است.
٣ـ حلية الأولياء،نوشته أبونعيم اصفهانى، م٤٣٠هـ، ج٣، ص١٢١.
٤ـ استيعاب،نوشته ابن عبدالبّر،م٤٦٣هـ،ج٤،ص٣٨٢ ـ در حاشيه «الإصابة فى تمييز الصحابة» .
٥ـ سير أعلام النبلاء، نوشته ذهبى،م ٧٤٨ هـ، ج٢،ص ١١٨ـ به شماره١٧.
٦ـ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، نگارش نور الدّين هيثمى، م٨٠٧، ج٩، ص٢٥٦ـ٢٥٧.
او مى گويد : اين روايت را طبرانى در معجم كبير واوسط نقل كرده و در سند آن «روح بن صلاح » است كه ابن حبان وحاكم اورا توثيق كرده اند ودر او به گونه اى ضعف است وبقيه رجال سند، رجال صحيح هستند.
٧ـ كنز العمّال،نگارش متقى هندى، ج١٣،ص٦٣٦، شماره ٣٧٦٠٨.
شما از عنايتى كه مشايخ وبزرگان به نقل اين روايت دارند، موقعيت آنرا به دست مى آوريد . تنها سخن در باره يك نفر ازرجال حديث است، بنام «روح بن صلاح» .